بر اساس آمار ثبت احوال در سال گذشته هر یک ساعت، ۱۴ طلاق در کشور رخ داده است اما اینکه چرا آمار طلاق هر روز بیشتر می‌شود، سوالی است که ذهن بسیاری از جامعه شناسان و آسیب شناسان را به خود درگیر کرده است. یک آسیب شناس علوم اجتماعی اما مهم‌ترین دلیل افزایش طلاق را عشق‌های خیابانی و زودگذر بر اساس آشنایی‌های تلفنی و کمرنگ شدن معیارهای دینی در انتخاب همسر عنوان می‌کند. دکتر مجید ابهری به مهر درباره این افزایش طلاق می‌گوید:«بر اساس آمار ثبت احوال تا بهمن ماه سال گذشته ۱۱۴ هزار و ۶۷۴ واقعه طلاق در کشور رخ داده و با توجه به نرخ رشد ۲/۱۳درصدی آن در کشور بدون در نظر گرفتن آمار اسفند ماه سال گذشته هر ساعت ۱۴ طلاق در کشور روی داده است.»
بررسی‌های میدانی نشان می‌دهد که کوتاه بودن مدت آشنایی قبل از ازدواج، عشق‌های خیابانی و زودگذر براساس آشنایی‌های تلفنی و اینترنتی، توجه به معیارهای مادی و ظاهری، فاصله گرفتن از ارزش‌های اخلاقی و معنوی، کمرنگ شدن معیارهای دینی در انتخاب همسر، عدم نظر خواهی از والدین و بزرگ‌ترها و مراجعه نکردن به مشاوره هنگام انتخاب و همچنین آگاه شدن از اعتیاد بعد از ازدواج از اصلی ترین علل وقوع طلاق هستند. این محقق و استاد دانشگاه درحالی که بر دلایل یاد شده تاکید می‌کند، می‌گوید: با توجه به اینکه هیچ کدام از زوجین به لحاظ فرهنگی و اجتماعی به مسئله اختلاف جنسی اشاره نکرده یا کمتر از آن یاد کرده‌اند، می‌توان گفت عدم تفاهم جنسی ناشی از ضعف تربیت جنسی جوانان توسط خانواده‌ها یا نهادهای آموزشی، ناتوانی‌های جنسی به دلیل تغذیه یا مسائل روحی و عصبی از زیربنایی ترین دلایل طلاق در جامعه است.
به گفته ابهری، مشکل فقر در خانواده بعد از ازدواج عامل چندان مهمی در وقوع طلاق نیست چرا که تفاهم‌های رفتاری و ساده زیستی و دوری از تشریفات زاید زندگی می‌تواند این مشکل را ضعیف و کمرنگ کند بنابراین برای جلوگیری از تکرار این آمار تلخ توجه به این نکات کاملا ضروری است.
در این میان رئیس سازمان ملی جوانان کشور از دلایل دیگری خبر می‌دهد: نارضایتی جنسی یکی از مهم‌ترین علت‌های طلاق در کشور است. اما تحلیل مسئله طلاق به همین جا ختم نمی‌شود.برخی دیگر از جامعه شناسان معقدند که خرده معلومات حقوقی یکی از عوامل طلاق است. شهلا ملتی، حقوقدان دراین باره می‌گوید: متاسفانه گروهی از خانم‌های ما درک ناقص و حتی نادرستی نسبت به مسائل حقوقی پیدا کرده اند. آنها تصور می‌کنند که با وقوع کوچک‌ترین ناملایمتی در زندگی مشترک باید از مواد قانونی برای حل و فصل مشکل‌شان کمک بگیرند، بنابراین با مراجعه به وکیل یا مشاور حقوقی خواستار راه حلی می‌شوند تا هر چه زودتر در دادگاه به موفقیت برسند.
به عقیده او، در حال حاضر ما با زنان و مردانی مواجه هستیم که به محض برخورد با کوچک‌ترین نارسایی در زندگی مشترک تقاضای جدایی دارند، اما ما به عنوان مشاور یا وکیل باید با بیان حقایق تلخی که پس از طلاق دامنگیر خانواده و به خصوص فرزند یا فرزندان آنها می‌شود، به آنها وقت کافی بدهیم تا خوب موضوع را برای خود سبک و سنگین کنند و به عواقب راهی که در آن قدم خواهند گذاشت، پی ببرند.
با این وجود مسئله طلاق در جامعه مسئله‌ای است بسیار جدی که نیاز به مطالعات و بررسی‌های متعددی دارد. اگر چه این آمار تنها در ایران نیست. در سال ۲۰۰۲ میلادی در روسیه نرخ طلاق نسبت به سال قبل از آن ۳۸٫۲ درصد افزایش داشته است. در چین نیز طی ۱۵ سال (۱۹۹۵-۱۹۸۰) نرخ طلاق از ۴ به ۲۶ درصد رسیده و در ژاپن اکنون از هر سه ازدواج یکی منجر به طلاق می‌شود. این آمار در آمریکا ۴۰٫۶درصد و در انگلستان ۳۰ درصد می‌باشد، بنابراین عدم دوام زندگی خانوادگی خطری است که همواره همه افراد را فارغ از نژاد و ملیت و… تهدید می‌کند.