۱- از كوره در رفتن
هرچند كودكان گاهي ما را ديوانه مي كنند ولي ما نبايد در زمان عصبانيت اقدامي كنيم. با بلند كردن صدا، دشنام دادن يا از كوره در رفتن به كودكان ياد مي دهيم كه فرياد كشيدن، خشم و خشونت پذيرفتني است. زماني كه خشم وجودتان را فرامي گيرد چند دقيقه استراحت كنيد تا آرامش خود را به دست آوريد. اگر با آرامش ولي قاطعانه با فرزندتان حرف بزنيد نتيجه بهتري خواهيد گرفت. 

۲- تنبيه بدني
كتك زدن كودكان تأثير مثبتي ندارد و به آنها مي آموزد كه براي مقابله با مشكلات از نيروي بدني استفاده كنند. اگر قصد تنبيه بدني كودك تان را داريد چند دقيقه دست نگه داريد. در ضمن توصيه مي شود مهارت هاي تنبيهي مؤثر را ياد بگيريد. يادتان باشد شما درواقع يك آموزگار هستيد نه يك مأمور اجرا! 

۳- عدم ثبات
بسياري از پدران در تربيت فرزند خود ثبات لازم را ندارند. گاهي لازم است در زمان هاي مختلف در مقابل يك رفتار مشابه واكنش هاي متفاوتي نشان دهند. وضع قوانين و مشخص كردن تبعات ناديده گرفتن آنها ضروري است. اگر يك بار در مقابل دشنام دادن كودك تان بخنديد ولي دفعه بعد او را سرزنش كنيد گيج مي شود و نمي داند بايد چه كار كند، داشتن ثبات در تربيت فرزند بهترين راه براي آموختن راه درست به اوست. 

۴- رشوه دادن
اگر به فرزند خود قول دهيد درصورت اصلاح رفتارش پاداش دريافت خواهدكرد درواقع اين پيام را براي او مي فرستيد كه تنها زماني پاداش مي گيرد كه در ابتدا اشتباهي از او سر زده باشد و سپس به اصلاح رفتارش بپردازد. درصورتي كه شما مي خواهيد او از همان ابتدا رفتار درستي داشته باشد. 

۵- عواقب غيرمرتبط با عمل
اگر كودكان نتايج طبيعي رفتار خود را ببينند نتيجه بهتري مي گيريد. به عنوان مثال اگر فرزندتان ديرتر از وقت تعيين شده به خانه برگشت دفعه بعد بايد زودتر به خانه برگردد. او درصورت نقض قوانين بايد اعتماد شما را مجدداً جلب كند.
پسر آقاي «الف» هر زمان كه عصباني مي شد در اتاق را سوراخ مي كرد ولي وقتي مجبور شد براي تعويض آن از پس انداز خود استفاده كند در رفتار خود تجديدنظر كرد. مجازات بايد با «جرم» همخواني داشته باشد در غير اين صورت موثر نخواهد بود. 

۶- مخالفت با نظر همسر
اتفاق نظر پدر و مادر در تربيت فرزند ضروري است به عنوان مثال اگر كودك از ترس تنبيه شدن توسط پدر، به دامن مادرش پناه ببرد اقتدار پدر زير سؤال مي رود. هرگز علنا از روش هاي تربيتي همسر خود انتقاد نكنيد و اگر با او موافق نيستيد به طور خصوصي در اين مورد با يكديگر حرف بزنيد. يادتان باشد در تربيت كودك بايد هم پدر و هم مادر سهيم باشند. 

۷- تغيير نقش ها
فكر نكنيد براي تنبيه فرزندتان حتما بايد رضايت او را جلب كنيد، شما به عنوان والدين مسئوليت تربيت فرزندتان را برعهده داريد و بايد حرف آخر را بزنيد. با بزرگ تر شدن كودك شما مي توانيد در مورد دلايل اقدامات خود توضيح دهيد ولي در هر صورت تصميم نهايي با شماست. 

۸- احساس گناه مفرط
اگر به طور مداوم به فرزندتان جملاتي مثل «من زندگي ام را وقف تو كرده ام ولي تو حتي سفره را هم جمع نمي كني!» بگوييد او همواره احساس گناه مي كند و خود را مسئول تمام مشكلات شما مي داند. جدا از اين كار بپرهيزيد و تنها عواقب اقدامات فرزندتان را به او گوشزد كنيد. 

۹- سخنراني كردن
مراقب باشيد در دام سخنراني كردن نيفتيد! اگر فرزند خود را به كناري بكشيد و يك سخنراني طولاني در مورد بايدها و نبايدها ارائه دهيد نتيجه اي به جز دلخوري او نمي گيريد.
بهتر است به جاي اين كار با او به گفت وگو بپردازيد. به عنوان مثال اگر فرزندتان تكاليف خود را به موقع انجام نداده سخنراني كردن درباره اهميت درس خواندن ثمري نخواهد داشت. به جاي اين كار به ريشه يابي مشكل بپردازيد و سپس براي حل آن برنامه ريزي كنيد. 

۱۰- مقايسه كودك با ديگران
يكي ديگر از اشتباهات رايج پدران اين است كه فرزند خود را با ديگران مقايسه مي كنند: «خواهر تو در درس رياضي نمرات خوبي مي گيرد. چرا تو مثل او نيستي؟» شايد فكر كنيد اين روش موثر است ولي اين كار ثمري جز رنجش فرزندتان نخواهد داشت. به عنوان مثال دختر شما به رياضيات علاقه دارد و باتوجه به استعدادي كه در اين زمينه در وجود وي نهفته مي تواند به موفقيت برسد ولي در عوض پسرتان حتماً در زمينه ديگري استعداد دارد. سعي كنيد نقاط ضعف و قوت هر كدام از فرزندان خود را در نظر داشته باشيد. پدران گرامي! با احتراز از اشتباهات فوق مي توانيد شاهد اصلاح رفتار فرزند خود باشيد و به يك پدر و آموزگار بهتر تبديل شويد.