دلایل طلاق باتشكر از وكيل خود باشيم
دلایل طلاق

مرد
میگوید همسرم را دوست دارم اما نمیخواهم که با لباس کوتاه یا صورت آرایش
کرده در جمع خاص یا معابر حاضر شود و زن میگوید که حاضر نیست این عقاید
متعصبانه را تحمل کند.
*شوهر خانم محجبهای، پوشش وی را
نمیپسندد و میگوید«اگر خانم در حضور پدر و برادرم حجاب دارد یعنی آنها را
قبول ندارد» اما زن میگوید «عادت کردهام؛ نمیگویم همه اعمالم درست است
ولی آقا انتظار دارد در حضور برادرانش با لباس آنچنانی بگردم ما
نمیتوانیم همدیگر را تحمل کنیم». *مردی پس از سالها مصرف
مواد مخدر و فروش همه اموال منزل مقروض است. او میداند که باید مایحتاج
خانواده را تامین کند اما وقتی میبیند که همسرش در خانههای دیگران کار
میکند و با سختی زندگیشان را تامین میکند ترجیح میدهد اگر کمکی نمیکند
باری بر دوش خانواده نباشد.
"در طلاق توافقی به دنبال علت
نمیگردیم چون توافق بر طلاق پیش از ارجاع پرونده صورت گرفته است اما گاهی
از سکوتی که میان زوجین است و رفتارهایشان که نشانههای خانوادههای فهیم و
فرهنگی را دارد، شک میکنیم و از علت توافق بر طلاق میپرسیم" این را یکی
از قضات دادگاه خانواده یک میگوید.
اما سکوت میان زوجینی که برای
طلاق توافقی به دادگاه خانواده مراجعه میکنند، همیشه از روی رضایت و عدم
تفاهمهای سادهای مانند موارد بالا نیست بلکه گاهی طلاق توافقی به دلیل
نبودن چارهای دیگر و به بنبست رسیدن انتخاب میشود زیرا طلاق توافقی در
کمترین زمان و با کمترین هزینه روانی و فکری انجام میشود و شاید این
مهمترین دلیل رایج بودن آن باشد.
بیشتر مراجعه کنندگان طلاق توافقی را زوجین جوان تشکیل میدهند ...
در نظام اجتماعی ما نامزدی نهادینه شده وجود ندارد
مهدی
قلی رضایی، قاضی شعبهی 254 دادگاه خانواده یک با بیان اینکه بیشتر
متقاضیان طلاق توافقی جوانها هستند، به خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان
ایران (ایسنا) میگوید: دلایل و انگیزههای زوجین برای طلاق در دههی اخیر
تغییر و تفاوت فاحشی داشته است و اگرچه نمی توان آمار دقیقی اعلام کرد اما
براساس برداشت تجربی بیشتر طلاقها مربوط به زوجین جوان و جدیدالوورد به
زندگی مشترک است و درصد زوجینی که از قدمت زندگی بیش از20 سال برخوردار
هستند برای طلاق بسیار ناچیز است و معمولا استحکام بنیاد خانواده و تقید به
موازین شرعی و عرفی خانواده در آنها بسیار قوی است.
وی، علت
رجوع بیشتر جوانان برای طلاق را تغییر شیوههای همسریابی در سالهای اخیر،
توقعات و خواستههای زوجین و تفاوت دیدگاههای آنها میداند و میافزاید:
مهمترین عامل درخواست طلاق از سوی زوجین جوان عدم شناخت کافی و مناسب از
اوضاع و احوال فرهنگی و شخصیتی یکدیگر است درحالیکه صداقت داشتن اشخاص
هنگام تحقیقات محلی برای شناخت خواستگار میتواند بخشی از سوءتفاهمها
برطرف و موارد ازدواج ناموفق را کاهش دهد.
اشتری، وکیل دادگستری
نیز در این زمینه میافزاید: یکی از عوامل افزایش آمار طلاق عدم شناخت
طرفین از یکدیگر است زیرا در نظام اجتماعی ما نامزدی نهادینه شده وجود
ندارد و طرفین تازه پس از عقد میخواهند یکدیگر را بشناسند و بسیاری از
طلاقهایی که اکنون صورت میگیرد ازدواج نیست بلکه نامزدیهای نافرجام است.
در 5 ماه اول امسال حدود 83 درصد درخواست طلاقها در دادگاه خانواده 2 توافقی بوده است
به
گزارش ایسنا، در مجتمع قضایی خانواده دو از اول سال 85 تا هفته اول آذرماه
85، تعداد 4146 مورد درخواست طلاق توافقی، 275 مورد طلاق از طرف مرد و 559
مورد طلاق از طرف زن ارایه شده است.
این آمارها نشان میدهد که از
4980 مورد درخواست طلاق در این فاصله زمانی، 83.25 درصد درخواستها طلاق
توافقی بوده است و طلاق از طرف زن با 11.22 درصد و طلاق از طرف مرد 5.5
درصد بیشترین درخواست طلاق را تشکیل میدادند.
اما مهدی قلی رضایی
قاضی دادگاه خانواده یک با خاطر نشان کردن این نکته که آمار دقیقی از طلاق
توافقی وجود ندارد، میگوید: از باب تجربه تصور میکنم که قریب به 80 درصد
طلاقهایی که در مجتمع قضایی خانواده انجام میشود به درخواست زوجه یعنی
خانمهاست و حدود40 درصد این مقدار مربوط به درخواست طلاق دختر خانمهایی
است که تازه ازدواج کردهاند یا در دوره عقد هستند یا سابقه سه سال زندگی
مشترک را با زوج دارند که این یک زنگ خطر محسوب میشود.
مراحل طلاق توافقی چیست؟
مهیندخت
داوودی، معاون مجتمع قضایی خانواده 2 دربارهی مراحل طلاق توافقی به ایسنا
میگوید: زن و شوهر باید دادخواست طلاق توافقی را امضا و همهی موارد و
مسایل مانند حضانت فرزند، ملاقات او و امور مالی مانند مهریه، جهیزیه، نفقه
و غیره را مشخص کنند و پس از تقدیم دادخواست طبق روال معمول، دادگاه به
آنها تکلیف میکند که هریک از زوجین داوری از میان بستگانشان معرفی کنند
که باید با زوجین مذاکره و سعی در اصلاح ذاتالبین کنند.
وی
میافزاید: اگر داوران به نتیجه نرسیدند گزارش خود را به دادگاه میدهند و
دادگاه نیز براساس توافق زوجین گواهی عدم امکان سازش صادر میکند و آنها
میتوانند با ارایه گواهی به دفتر خانه طلاق، صیغه طلاق را جاری و ثبت
کنند. گواهی عدم امکان سازش به مدت سه ماه اعتبار دارد یعنی اگر زوجین ظرف
سه ماه آن را اجرا نکردند دیگر اعتباری ندارد.
داوودی درباره
مراجعه زوجین خواهان طلاق توافقی به شوراهای حل اختلاف اظهار میدارد:
شورای حل اختلاف در خصوص اختلافات خانوادگی با توجه به تقاضای طرفین
میتواند در جهت اصلاح ذاتالبین دخالت کنند درحالیکه در طلاق توافقی
افراد معمولا قبل از درخواست طلاق صحبت کرده و به توافق رسیدهاند و اگر
باز هم علاقه داشته باشند که جلساتی برای سازش و مذاکره بگذارند بالطبع به
شورای حل اختلاف که فرصت دوبارهای برای سازش فراهم میکنند ارجاع میشوند.
شرایط طلاق توافقی چیست؟
بهناز اشتری، وکیل دادگستری
درباره شرایط طلاق توافقی به ایسنا اظهار میدارد: در طلاق توافقی براساس
ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام
در سال 71 زوجینی که قصد جدایی از یکدیگر را دارند باید از طریق دادگاه
مدنی خاص اقدام کنند و دفاتر ثبت طلاق نیز تنها حق ثبت طلاقهایی را دارند
که برای آنها گواهی عدم امکان سازش صادرشده باشد.
وی میافزاید:
قبل از تصویب این ماده واحده زوجین به دفاتر ثبت طلاق مراجعه میکردند و به
ثبت واقعه طلاق میپرداختند ولی پس از آن باید به دادگاه مدنی خاص و اکنون
دادگاه خانواده مراجعه کنند و دادخواست طلاق توافقی به خاطر صدور گواهی
عدم امکان سازش به منظور ثبت و اجرای صیغه طلاق ارایه دهند.
اشتری
میگوید: در دادخواست طلاق توافقی کلیه مسایل مالی اعم از مهریه، نفقه،
سرپرستی فرزندان با توافق زوجین مشخص میشود. داوران در نظریهی داوری این
موارد را به دادگاه اعلام میکنند و دادگاه گواهی عدم امکان سازش صادر
میکند و وارد رسیدگی ماهیتی و بررسی علت جدایی طرفین نمیشود و معمولا
طلاق توافقی خیلی سریع صورت میگیرد.
وی با بیان اینکه طلاق
توافقی موجب افزایش آمار طلاق میشود، ادامه میدهد: در بسیاری موارد زوجین
با بروز کوچکترین اختلاف به راه حلهای قضایی فکر میکنند و اینکه به صورت
توافقی از هم جدا شوند.
گاهی زنان برای رهایی از مهلکهای که در آن قرار دارند به طلاق توافقی تن میدهند
اشتری
در خصوص بذل حق از سوی زنان در طلاق توافقی عنوان میکند: در طلاق توافقی
همه موارد براساس توافق زن و شوهر است اما در موارد بسیاری زن برای رهایی
از مهلکهای که در آن قرار دارد از حقوق خود صرف نظر میکند و حتی گاهی
مردان به دادگاه مراجعه نمیکنند بلکه یک وکالتنامه به منظور انجام طلاق
به همسرشان میدهند و زن به دادگاه مراجعه کرده و خود را مطلقه میکند.
داوودی
در پاسخ به این سوال که آیا اطالهی دادرسی در طلاق یک طرفه موجب رواج
طلاق توافقی نمیشود، اظهار میدارد: زن و شوهر پس از صحبت با بزرگترهای
خانواده و والدین به این نتیجه میرسند که جدایی بهتر از یک زندگی جنجالی
است و هر دو طرف توافق پیدا میکنند و این به مسالهی اطالهی دادرسی یا
سرعت طلاق توافقی ربطی ندارد و اگر مردی راضی به طلاق نباشد زن نمیتواند
یک طرفه تقاضای طلاق توافقی دهد یا بالعکس.
اعتیاد از مهمترین دلایل درخواست طلاق است
قاضی
شعبهی 254 دادگاه خانواده، اعتیاد را یکی از دلایل طلاق توافقی و
غیرتوافقی در محاکم خانواده میداند و میگوید: اعتیاد از قدیم در کشور
وجود داشته و در دورههای مختلف به صورت مقطعی مبارزات سخت و خشنی با آن
شده اما بعدها متوجه شدند که چنین مبارزاتی نمیتواند موثر باشد و کمی در
برخورد با این معضل مدارا شده و معتاد را بیشتر به دیده بیمار نگاه کردند
تا مجرم.
رضایی میافزاید: اعتیاد با هر دیدی که بنگریم یکی از
عوامل اضمحلال و انهدام خانواده است زیرا فرد معتاد از حیث روحی-روانی و
جسمی در حال تخریب قرار دارد و نمیتوان از او به عنوان انسان کامل و
جامعالشرایط نام برد و به او تکیه کرد.
وی عنوان میکند: فرد
معتاد مسلما اغلب به عنوان یک فرد بیکار و ناتوان در تامین مخارج خانواده و
بعضا به عنوان یک انگل و مزاحم خانواده شناخته میشود و به ندرت فرد
معتادی پیدا میشود که بتواند از عهده تمام وظایف و تکالیف خود برآید.
رضایی
میگوید: اعتیاد نه تنها از نظر روانی فرد را از حالت تعادل خارج میکند و
به یک موجود بیخاصیت و بیاراده تبدیل میکند بلکه کمکم از قدرت و توان
کار کردن و تحصیل معاش باز میدارد، قدرت جنسی او را کم میکند که این خود
از موجبات اختلافات خانوادگی و اضمحلال خانواده است و در نهایت خانوادهها و
زنان ایرانی با وجود صبر و حوصلهای که دارند تا حدی میتوانند شرایط را
تحمل کنند وگرنه چارهای جز مراجعه به محاکم و درخواست طلاق ندارند.
خانواده درگیر با تامین حداقلهای زندگی چارهای جز طلاق ندارند
یکی از عوامل بهرهمندی از امکانات ناچیز کمیتهی امداد مطلقه یا فاقد زوج بودن است
رضایی،
دومین دلیل طلاق را بیکاری و ترک انفاق میداند و یادآور میشود: در
حالیکه زنان و خانوادههای ایرانی اغلب بسیار سازگار و حاضر به سازش به
شرط تامین حداقل امکانات و نیازهای مادیشان هستند اما وقتی در تامین همان
حداقلها با مشکل مواجه میشوند و به هر سازمانی مراجعه میکنند نتیجهای
نمیگیرند، چارهای جز طلاق ندارد.
وی اضافه میکند: یکی از
معضلاتی که در حال حاضر خانوادهها در طلاق به آن استناد میکنند بحث
بهرهمندی از کمکهای مالی سازمانهای حمایتی مانند کمیته امداد و بهزیستی
است مثلا یکی از عوامل و فاکتورهای بهرهمندی از امکانات ناچیز کمیتهی
امداد این است که زن، مطلقه یا فاقد زوج باشد و توجهی به این مساله
نمیکنند که اگر قرار باشد به صرف معتاد بودن شخص، زن را مجبور کنیم که
طلاق بگیرد، در اینصورت با مشکل مواجه خواهیم بود و بخش عظیمی از
خانوادهها به دلیل همین قانون و مانع، مجبور به طلاق میشوند درحالیکه
اگر کمی قانون را اصلاح کنیم و امتیازات خاصی برای آنها در نظر بگیریم و
قائل شویم که معتاد بیمار است ممکن است این مشکل تا حدودی تخفیف اثر یابد و
از این شرایط بغرنج درآید.
سوءمعاشرت، مداخله غیرمنطقی اطرافیان و عدم تفاهم اخلاقی و فرهنگی از دلایل درخواست طلاق است
رضایی،
سومین دلیل طلاق از سوی زوجه را سوءمعاشرت و سوءرفتار یا رفتارهای
غیرمتعارف از سوی زوج عنوان میکند و میافزاید: مداخلهی غیرمنطقی
اطرافیان نیز میتواند موثر باشد در حالیکه اگر مردم خیرخواه و واسطهای
برای استمرار زندگی زوجین باشند میتوانند با صحه گذاشتن بر بعضی اعمال و
رفتارهای مشکوک و مبهم طرفین خیلی از مسایل را حل کنند.
وی با
اشاره به اینکه مورد دیگر نیز عدم تفاهم فرهنگی و اخلاقی زوجین است،
میافزاید: در ازدواجهای سنتی به علت رفتوآمدها و شناختهای کلی که
خانوادهها از قبل داشتند به شناخت از یکدیگر اعتماد میکردند و
میتوانستند بر اساس آن تصمیم بگیرند در نتیجه راه کلاهبرداری و حقه بازی و
اغفال یکدیگر کمتر باز بود اما الان این شرایط وجود ندارد.
رضایی
میافزاید: الان افراد با یک برخورد ساده اجتماعی در محل کار، ایستگاه
اتوبوس، محیط کار، مسجد و غیره ممکن است با یکدیگر آشنا شوند و این باعث
شده که شناخت زوجین در بدو زندگی خیلی کم باشد و بعد از ازدواج احساس کنند
این تضاد غیرقابل تحمل خواهد بود. کسانی که هنگام تحقیقات طرف مشاوره قرار
میگیرند اگر انسانهای صادق و راستگویی باشند بخشی از اشتباهات حل خواهد
شد و تعداد طلاقها پایین خواهد آمد.
وی همچنین خاطرنشان میکند:
درست است ارتباط دختر و پسر به طور نامشروع ممکن است مشکلاتی ایجاد کند اما
از نظر قانونی و فقهی راه حلهایی هست که ضمن اینکه احترام و عزت
خانوادهها حفظ شود، زوجین هم به صورت کنترل شده دورانی را با هم داشته
باشند که بتوانند حتیالامکان شناختی از کلیات و اوصاف اصلی شخصیتی یکدیگر
به دست آورند و اگر این شرایط را هر چه غنیتر و معتبرتر کنند از خطای
کمتری برخوردار خواهند بود و میزان مراجعه زوجین را برای طلاق کاهش دهند.
به
گفته رضایی، تعدادی از قوانین حمایتی هست که فقط زمانی شخص را مجاز به
بهرهمندی از امتیازات میداند که امتیازات از طریق اوصافی که آنها تعیین
میکنند به افراد تعلق بگیرد یعنی شرایط از پیش تعیین شده قانونی وجود دارد
که برای آنکه مادر بتواند بچهی خود را تحت پوشش قرار دهد و از امتیازات
بیمه و امتیازات استخدامی خود بهرهمند کند حتما باید کفالت او را برعهده
بگیرد مثلا شرط کفالت این است که خانم مطلقه و شوهر او فوت کرده باشد تا
بتواند از امتیازی بهرهمند شود یا برای معافیت فرزند از خدمت که برخی
خانوادهها مراجعه میکنند وقتی مادر طلاق میگیرد پسرخود را کفیل قرار
میدهد و او را از خدمت معاف میکند یا در بهرهمندی از زوجه بیسرپرست شرط
شده که حتما یا زوج فوت شده باشد یا زوجه مطلقه باشد این موارد از
مهمترین دلایل درخواست طلاق در دادگاه خانواده از سوی زوجه میتواند باشد.
وی با بیان اینکه دلایلی نیز وجود دارد که به طور مطلق در اقلیت
بسیار پایینی قرار میگیرند ولی یکی از عوامل و معضلهای موجود اجتماعی در
طرح دعوای طلاق هستند، میگوید: ازدواج مجدد مرد به صورت غیر قانونی اعم از
صیغه یا دائم، امراض و بیماریهایی که به طور معمول بین زوجین پدیدار
میشود و جداییها از جمله این موارد است که برخی جداییها به اختیار زوج
صورت میگیرد مثل ترک منزل یا مسافرت طولانی که باعث اختلال در زندگی و
ارکان آن میشود اما برخی اجباری است مثل محکومیت به حبس و
مفقودالاثرشدنها. آنچه مسلم است هم شروط ضمن عقد و هم مصادیق عسروحرج به
این موارد توجه داشته و مورد استناد و توجه خانوادهها قرارمیگیرد و با
شرایط این گونه جداییها درخواست طلاق میکنند که اگر شروط ضمن عقد تحقق
یافت حکم طلاق صادر میشود.
وی با بیان اینکه در پروندههای طلاق
اغلب چند مورد از این عوامل وجود دارد، اظهار میدارد: ای کاش همه مردم
همانطوری که در زمان وقوع عقد برای مشورت مراجعه میکنند، زمانی نیز که
احساس کردند سوهان روح هم شدهاند برای اینکه رفتارهای نامتعارف و درگیری و
پرخاشهای آنچنانی بین آنها پیش نیاید از طلاق توافقی استفاده کنند.
باید مشاوره خانوادگی قبل از طلاق اجباری شود
اشتری
نیز درخصوص راهکارهای پیشگیری از وقوع طلاق توافقی اظهار میدارد: به دلیل
عدم رسیدگی ماهیتی در دادگاه باید مشاورهی خانوادگی قبل از طلاق توافقی
اجباری شود و مشاور خانوادگی باید نظر دهد که ادامه زندگی زوجین امکانپذیر
نیست و بر مبنای آن حکم طلاق صادر شود حتی در نظام "کامن لا" نیز اگر چه
ازدواج توافقی میان زوجین است ولی توافق نمیتواند مبنای طلاق باشد.
این
وکیل دادگستری، اجباری شدن مشاوره خانوادگی قبل از ازدواج را پیشنهاد
میدهد و میگوید: باید دفاتر ازدواج بر اساس نظریه مشاوره خانوادگی اقدام
به ثبت ازدواج کنند تا حداقل آمار طلاق کاهش یابد.
معاون رییس کل
دادگستری و معاون مجتمع قضای خانواده دو نیز تاکید میکند: وجود مراکز
مشاوره تاثیر بسزایی درکاهش اختلاف خانوادگی و طلاق توافقی خواهد داشت.
داوودی
دربارهی تاثیر مراکز مشاوره در کاهش مسایل خانوادگی اظهار میدارد: در
این مراکز شخص ثالث بیطرفی وجود دارد که نظرات مشورتی و علم مشاوره دارد و
میتواند آنها را راهنمایی کند و به توافق خوبی برساند.
رضایی
خاطرنشان میکند: براساس فرمایش بزرگان طلاق مغضوبترین فعلی است که خداوند
آن را حلال کرده است اما همین مساله را نیز میتوان با رفتار منطقی و
عاقلانه به یک نقطه شیرین در زندگی تبدیل کنیم و اینکه زوجین وقتی درمقابل
هم قرار گرفتند حداقل حرمت همدیگر را حفظ کنند نه اینکه با درگیریهای
بیمورد و رفتار نامتعارف کمترین انگیزه را برای حفظ احترام متقابل بین
خودشان و خانوادههایشان از بین ببرند.
حسين سعيدي سردفتر ازدواج و طلاق