به‌گونه‌اي كه طرف مقابل رنجيده‌خاطر مي‌شود و مايل است از او فاصله بگيرد. اگر شما همسر اين فرد باشيد و بخواهيد به او استقلال بدهيد، دچار اضطراب و سرخوردگي و احساس امنيت نداشتن مي‌شود. او هميشه مي‌ترسد محبوبش را از دست بدهد يا محبوبش او را ترك كند. نياز به توجه و محبت همواره در اين فرد وجود دارد و گاهي اوقات فردي كه در زندگي مشترك با اين فرد قرار مي‌گيرد، دچار اين احساس مي‌شود كه در حال فرزندداري است نه همسرداري. نداشته‌هاي مرد وابسته برايش پررنگ است و هميشه نيمه خالي ليوان را مي‌بيند. در آشنايي براي ازدواج، ابتدا همه‌چيز خوب به نظر مي‌رسد زيرا يك فرد حرف گوش‌كن و تابع به نظر مي‌آيد اما به‌تدريج رابطه با او طاقت‌‌فرسا مي‌شود چون توقعاتش زياد مي‌شود تا جايي‌كه شما توان برآورده كردن اين نيازها را نداريد و براي هر چيزي از شما تاييد مي‌خواهد و اگر برخلاف ميلش عمل كنيد، خواهيد ديد كه به شما وابسته‌تر مي‌شود. درنهايت زندگي با اين مرد شما را از نظر رواني فرسوده مي‌كند. در اين‌ مورد هم دختراني كه شخصيت حامي و ناجي دارند، بيشتر جذب چنين فردي مي‌شوند.