از ديگر اشخاصي كه براي ازدواج مناسب نيستند، مي‌توان به كساني كه هوش اجتماعي و هيجاني پاييني دارند، اشاره كرد، همچنين مي‌توان به افراد دچار اختلال كنترل تكانه كه افرادي هستند كه كنترل مناسبي روي ابراز هيجانات خود ندارند و بعضا همانند انبار باروتي مي‌مانند كه انفجارشان قابل پيش‌بيني نيست، اشاره كرد. در عين حال مرداني كه دچار اختلال خوردن هستند و نيز شخصيت توفاني، شخصيت منفعل_مهاجم، شخصيت افسرده يا مايوس نيز در اين دسته قرار مي‌گيرند. در كنار توجه به نكات ارائه شده به منظور به دام نيفتادن، دقت به نكات ديگري براي يك انتخاب مناسب حائز اهميت است از جمله:

بهتر است دختروپسر در تناسب‌هاي ظاهري، سني، تحصيلي، مذهبي، قومي، فرهنگي، اقتصادي و خانوادگي، تناسب و تشابه قابل‌قبولي داشته باشند، در عين حال توجه به سن ازدواج در كنار رشد عقلي، شناختي و هيجاني و همچنين اهميت به موضوع تحقيق در مورد فرد و خانواده‌اش از منابع موثق هم حائز اهميت فراواني است. از ياد نبريم درصورت مشاهده تفاوت‌هاي عميق يا وجود مسائل خاص تفكر به اين‌كه او را تغيير خواهم داد يا پس از ازدواج درست مي‌شود منطقي به نظر نمي‌رسد. از ياد نبريم يك انتخاب مناسب، قدمي بزرگ براي ايجاد يك رابطه مطلوب و ساختن يك زندگي سالم محسوب مي‌شود. به عقيده من تا زماني‌كه يك شخص شناخت مناسبي از خودش، نيازهايش، الگوهايش و همچنين شناخت و درك نيازها و ويژگي‌هاي جنس مخالف خود كسب نكرده باشد ورود به ارتباط مهمي مانند دوره شناخت براي ازدواج گامي پر مخاطره به نظر مي‌رسد. به اميد شناخت و آگاهي بيشتر كه منجر به انتخابي عاقلانه براي يك زندگي عاشقانه مي‌شود.