دختران جوان دست به گریبان وسوسه پشیمان و حرمان می‏شوند و این حس تخریب کننده و پیش رونده سراسر روح  سرگردان و ذهن مبهوت آنان را فرا  می‏گیرد. نشانه‏های بروز چنین حالتی فراوان و گونه گون است؛ کج خلقی، بی‏حوصلگی، بهانه‏جویی، کناره‏گیری و بی‏رغبتی نسبت به همسر و بویژه واکنش سرد و منفی و حتی عصبانیت و پرخاشگری در برابر تلاش‏هایی که طرف مقابل برای تغییر فضا انجام می‏دهد از نشانه‏های متداول بروز این حالت است.

درک درست و واقع‏بینانه از حالات همسر  و انتخاب مناسب‏ترین شیوه واکنش نسبت به آن، بسیار کارساز و تعیین کننده است.

بدترین شیوه در برخورد با حالات منفی دوران خاکستری، بی‏اعتنایی و نادیده گرفتن است.

هرگز نباید به گونه‏ای رفتار کرد که گویی هیچ مساله‏ای غیرعادی وجود ندارد یا اگر هم وجود دارد چندان برای طرف مقابل اهمیت ندارد. ناپسندتر از این، تمسخر و ریشخند است. توسل به مسخره کردن و دست انداختن، حتی با انگیزه غم‏زدایی از طرف مقابل نه تنها کارساز نیست بلکه گاهی موضوع را پیچیده‏تر می‏کند. باید به خاطر داشته باشیم که گهگاه روح انسان دچار وسوسه ناکامی و باخت و اغفال و حسرت و پریشانی و نومیدی می‏شود، اندوهی مبهم آن را اشغال می‏کند. گاهی دختری که تازه به خانه بخت آمده در مواجهه عینی با زندگی مشترک مبتلا به حس پشیمانی می‏گردد. دوران خاکستری در ازدواج جوانان، یکی از مهمترین نقطه‏های بحرانی به شمار می‏رود.

درک درست و واقع‏بینانه از حالات همسر در چنین موقعیت‏هایی و انتخاب مناسب‏ترین شیوه واکنش نسبت به آن، بسیار کارساز و تعیین کننده است. بعضی‏ها به غلط برای آنکه رمز و راز اندوه پنهان همسرشان را در این دوران کشف کنند با رفتاری سماجت‏آمیز و آزاردهنده تلاش می‏کنند او را سوال پیچ کنند. این روش درست نیست. برخی نیز به شوخی و لودگی و مزه‏پرانی متوسل می‏شوند تا فضای ذهنی همسرشان را تغییر دهند. البته رفتار صمیمی و شاد و محبت‏آمیز تاثیری آرامش بخش دارد اما مسئله را حل نمی‏کند. پس چه باید کرد؟

زن و شوهر

توصیه‏های لازم

ابتدا باید اندازه و عمق مساله را حدس بزنیم. باید بفهمیم که همسرمان تا چه حد درگیر یک مساله بحرانی شده است؟ چه بسا عمق چندانی ندارد. پس از آن تلاش کنیم ماهیت آن را کشف کنیم. پیش از هر چیز باید احتمالاتی را درباره خودمان حدس بزنیم.  آیا از سخنی یا رفتاری از سوی من رنجیده خاطر است؟ آیا خصوصیت ناشناخته‏ای از اخلاق مرا کشف کرده؟ و یا از رفتار خاصی از سوی بستگان نزدیک من، مثلاً پدر و مادر یا خواهر و برادرم ناراحت و عصبانی شده است؟ گهگاه نیز دختران پس از چند روز فاصله گرفتن از خانه پدری دچار حالتی شبیه غربت‏زدگی می‏شوند و چهره پریشان می‏کنند. چاره‏ای بجز توسل به شیوه آزمون و خطا نیست. اگر هوشمندانه برخورد کنیم با یکی دو حرکت و با ارزیابی واکنش‏های همسرمان خواهیم توانست عامل اصلی بحران را پیدا کنیم. شگفت‏زده نشوید! گاهی اوقات موضوعی بسیار ساده و پیش پا افتاده می‏تواند منشا بروز حالات بحرانی در دوران خاکستری شود.

به عنوان نمونه، خروپف مزاحم همسر در هنگام خواب!!  ظاهراً مورد کم‏اهمیتی است و معمولاً راه چاره‏ای دارند. اما در مواردی هر چند نادر، چه بسا بی‏‏میلی و پشیمانی از ازدواج در درون یکی از زوجین بارور شود. اگر ریشه مساله را کشف کنیم، شیوه برخورد آسانتر خواهد شد. در این گونه مواقع می‏بایست برای برخوردهای سرد و واکنشی و حتی عصبی و خشن همسرتان آمادگی داشته باشید. خویشتنداری، لحن ملایم و مهربان و صمیمانه، لازمه اصلی پشت سر نهادن این مرحله بحرانی است. اگر حدس زده‏اید که عامل پریشانی همسرتان، در وجود یا رفتار شماست، پس باید از خودتان بگویید به عنوان مثال: «از من دلخوری؟ مساله‏ای پیش آمده؟ حدس می‏زنم علت ناراحتی تو مربوط به من است. این طور نیست؟» و یا: «دوست دارم با من روراست باشی، بگو. ابداً ناراحت نمی‏شوم. اگر مساله‏ای باعث ناراحتی‏تو شده به من بگو.» چنانچه دقیقاً متوجه عامل ناراحتی همسرتان شده باشید می‏توانید صریحاً به اصل موضوع اشاره کنید:

«حوصله‏ات سر رفته؟» «مرا دوست نداری؟» «دوست داری امشب برویم خانه پدر و مادرت؟»

اگر زن به گونه‏ای رفتار کند که نشان از همراهی و همدلی او با همسرش داشته باشد گره از چهره همسرش باز خواهد شد. باید به او نشان دهد که در وفاداری به او ثابت‏قدم و استوار است، توقع چندانی از او ندارد، با کم و بیش زندگی خواهد ساخت.

مراقب باشید کند و کاو شما حالت کلنجار و سماجت پیدا نکند. سوهان روح همسرتان نشوید. با ملاطفت و نرم‏زبانی راهی به دنیای درون او پیدا کنید. آنچه گفته شد بیشتر به مواردی مربوط است که زن دچار افسردگی شده اما اگر بحران دوران خاکستری گریبانگیر مرد شود راه حل آن آسانتر است. تاثیرگذاری بر شخصیت روانی زن به دلیل عاطفه و احساس سرشار، پیچیدگی‏هایی دارد اما در مورد مردان که از طبیعت تحمل‏پذیر، تواناتر و کمتر احساسی برخوردارند، راه نفوذ توسط همسر، کوتاهتر است. زن می‏تواند با برخورد صمیمانه و عاطفی خود به سرعت به علت ناراحتی و پریشانی همسرش پی برد و موقعیت او را درک کند. اگر به گونه‏ای رفتار کند که نشان از همراهی و همدلی او با همسرش داشته باشد گره از چهره همسرش باز خواهد شد. باید به او نشان دهد که در وفاداری به او ثابت‏قدم و استوار است، توقع چندانی از او ندارد، با کم و بیش زندگی خواهد ساخت.

البته گهگاه ممکن است علت اصلی بحران روحی مرد، یا زن کشف حقایقی باشد که پیش از آن در مورد همسرش نمی‏دانسته مثلاً اگر متوجه شود که همسرش قبلا نامزد داشته ولی این موضوع را از او پنهان کرده یا اگر هنوز دل در گرو محبت شخص دیگری دارد، یا به یک نقص و عیب جسمی یا روانی در او پی ببرد، موضوع بسیار پیچیده می‏شود.

اما سخن در مورد دوران خاکستری و بروز حالاتی شبیه پریشانی روحی و کج‏خلقی در رفتار یکی از زوجین جوان است که عامل واقعی ندارد و بیشتر به نوعی ذهنیت و یا تلقی خاص از زندگی مشترک و یا از همسر باز می‏گردد.

باید پیشاپیش توجه داشته باشیم که هر عامل ابهام‏آور و ذهنیت‏ساز در روابط دوجانبه میان زن و شوهر، هر قدر هم کوچک و ناچیز، اگر از ذهن همسر جوان زدوده نشود بتدریج به یک عامل فرساینده اعتماد متقابل تبدیل خواهد شد. دوران خاکستری یعنی دوره کوتاه مدت اما حساس پس از آغاز زندگی مشترک، بی‏شباهت به دوران قبل . در دوره خاکستری، رنگ و الگوی زندگی خانواده‏ها تعیین و تثبیت می‏شود و در حقیقت سرنوشت زندگی مشترک ترسیم می‏گردد. پس در این دوران تنها و تنها، تدبیر و هوشمندی و شکیبایی کارساز است.