هدف از ازدواج چیست

هر پسر و دخترى که به سن رشد و بلوغ مى‏رسند بزرگترین‏آرزویشان اینست که ازدواج کنند، با تاسیس زندگى مشترک زناشویى، استقلال و آزادى بیشترى بدست آورند، یار و مونس مهربان و محرم رازى‏داشته باشندimg class="x-left" src="http://www.asemooni.com/img/the-aim-of-marrage.jpg" alt="" width="300" height="300" />

آغاز زندگى سعادتمندانه خویش را از زمان ازدواج حساب‏مى‏کنند و برایش جشن مى‏گیرند

زن براى مرد آفریده شده و مرد براى زن، و مانند مغناطیسى یکدیگر را جذب مى‏کنند

زناشویى و تاسیس زندگى‏مشترک خانوادگى یک خواسته طبیعى است که غرائزش در وجود انسانهانهاده شده است، و این خود یکى از نعمتهاى بزرگ الهى است

راستى به‏غیر از کانون گرم خانوادگى کجا را سراغ دارید که براى جوانان پناهگاه‏ مطمئنى باشد؟ علاقه به خانواده است که جوانان را از افکار پراکنده واضطرابهاى درونى نجات مى‏دهد. در آنجاست که مى‏توانند یار و مونس‏با وفا و مهربانى پیدا کنند که در شدائد و گرفتاریها یار و غمگسارشان‏باشد

پیمان مقدس زناشویى رشته‏اى است آسمانى که دلها را بهم پیوندمى‏زند، دلهاى پریشان را آرامش مى‏دهد افکار پراکنده را به یک هدف متوجه مى‏سازد. خانه،جایگاه عشق و محبت،کانون انس و مودت و بهترین آسایشگاه است

خداوند بزرگ در قرآن مجید از این نعمت‏ بزرگ یاد کرده‏ مى‏فرماید:

از خود شما برایتان همسران آفرید تا با آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید، و در میانتان دوستى و مهربانى افکند و در این موضوع براى اندیشمندان آیات و نشانه‏هایى‏است.

*************

پیغمبر اسلام فرمود: مردى که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره‏است، گر چه ثروتمند باشد و زنى که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره‏است گر چه ثروتمند باشد.

*************

حضرت صادق علیه السلام از مردى پرسید: همسر دارى؟ عرض‏ کرد: نه.

فرمود: دوست ندارم یک شب نیز پیش همسرم نباشم، گر چه مالک تمام دنیا باشم.

**************

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: بنائى در اسلام پایه گذارى‏نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد.

آرى خداى مهربان یک چنین نعمت گرانبهایى را به بشر عطا کرده‏است لیکن افسوس و صد افسوس که از این نعمت‏بزرگ قدردانى نمى‏کند و چه بسا،بواسطه نادانى و خودخواهى، همین کانون مهر و مودت‏را به صورت یک زندان تاریک بلکه جهنم سوزانى تبدیل مى‏سازد. در اثرجهالت و نادانى بشر است که محیط نورانى و با صفاى خانواده به صورت‏زندان دردناکى تبدیل مى‏شود که اعضاء خانواده ناچارند تا آخر عمر در آن‏زندان تاریک بسر برند یا پیمان مقدس زناشویى را متلاشى سازند.

آرى اگر زن و شوهر به وظیفه خویش آشنا باشند و عمل کنندمحیط خانه مانند بهشت‏برین با صفا و نورانى مى‏گردد.و اگر اختلاف وکشمکشهاى خانوادگى به میان آمد محیط خانه به صورت یک زندان‏حقیقى تبدیل خواهد شد.

اختلافات خانوادگى علل و عوامل مختلفى دارد.از قبیل عوامل‏اقتصادى،تربیت‏خانوادگى زن یا شوهر،محیط زندگى،دخالتهاى بیجاى‏پدر و مادر زن و شوهر یا سایر بستگان آنها.و دهها چیز دیگر.

براى ازدواج و تاسیس زندگى مشترک خانوادگى نیز تخصص وآمادگى و اطلاعات کافى لازم است.پسر باید از طرز تفکر همسرش وخواسته‏هاى درونى او و مشکلات زناشوئى و راه علاج آنها و آداب معاشرت اطلاعات کافى داشته باشد.باید توجه داشته باشد که زن گرفتن‏به معناى جنس خریدن یا کلفت گرفتن نیست،بلکه به معناى پیمان وفا وصداقت و محبت و همکارى و شرکت در زندگى مشترک خانوادگى است.

زن نیز باید به طرز تفکر شوهرش و خواسته‏هاى درونى او توجه‏داشته باشد و بداند که شوهر کردن به معناى نوکر گرفتن و تامین بدون قیدو شرط خواسته‏ها و آرزوهاى درونى نیست. بلکه پیمان همکارى وتشریک مساعى است.و براى رسیدن به این هدف مقدس،گذشت وفداکارى و همکارى و تفاهم لازم است.

با اینکه سرنوشت پسر و دختر با ازدواج روشن مى‏شود واطلاعات لازم و آمادگى اخلاقى برایش ضرورى است متاسفانه اجتماع مانسبت‏به این موضوع حیاتى غفلت دارد.

نسبت‏به جهاز و مهر و زیبائى و شخصیت پدر و مادر کاملا عنایت‏دارند.لیکن آمادگى براى زندارى و شوهردارى و تاسیس زندگى مشترک‏خانوادگى را اصلا شرط نمى‏دانند.

دختر را به خانه بخت مى‏فرستند با اینکه شوهردارى و کدبانوگرى‏را نیاموخته است.پسر را زن مى‏دهند با اینکه از زندارى و سرپرستى‏خانواده اطلاع ندارد.

دو نوجوان بى‏اطلاع و کم تجربه وارد زندگى نوین مى‏شوند.بدین‏جهت صدها مشکل بوجود مى‏آید.اختلافات و ناسازگاریها و قهر ودعواها شروع مى‏شود.دخالت پدر و مادرها هم چون از روى عقل و تدبیرنیست،نه تنها مشکلى را حل نمى‏کند بلکه اختلافات را عمیق‏تر وریشه‏دارتر مى‏سازد.دوران اول ازدواج یک دوران پر آشوب و بحرانى است.بسیارى از زندگیها در همین دوران بواسطه طلاق متلاشى مى‏گردد.

بعضى از آنها هم با حفظ ازدواج،تا آخر عمر به کشمکش و زورآزمایى‏ادامه مى‏دهند و عذاب در این زندان اختیارى را بر طلاق مقدم مى‏دارند.

بعضى از خانواده‏ها هم پس از مدتى،کوتاه یا دراز،با اخلاق و رفتاریکدیگر آشنا مى‏شوند و آسایش و آرامش نسبى پیدا مى‏کنند.

هدف اصلی ازدواج

ازدواج براى انسان یک نیاز طبیعى است و فوائد مهمى را در بردارد که اهم آنها عبارت است از:

۱- نجات از سرگردانى و بى‏پناهى و تشکیل خانواده، دختر وپسرى که ازدواج نکرده‏اند بمنزله کبوترانى بى‏آشیانه هستند،که بوسیله‏ ازدواج خانه و آشیانه و پناهگاه مى‏یابند. شریک در زندگى و مونس و محرم راز و غمخوار و مدافع و کمک بدست مى‏آورند.

۲- ارضاى غریزه جنسى،غریزه جنسى در وجود انسان غریزه‏بسیار نیرومند و ارزنده‏اى است. و بهمین جهت نیاز دارد به وجود همسرى‏که در یک محیط امن و آرامش،در مواقع احتیاج،از وجودش بهره بگیردو لذت ببرد.تامین صحیح خواسته‏هاى غریزه جنسى یک نیاز طبیعى است‏که باید اجابت‏شود و الا ممکن است پى‏آمدهاى بد روانى و جسمانى واجتماعى داشته باشد.کسانیکه از ازدواج امتناع مى‏ورزند غالبا به‏بیماریهاى روانى و جسمانى مبتلا مى‏گردند.

۳- تولید و تکثیر نسل،بوسیله ازدواج انسان فرزند پیدا میکند.

وجود فرزند ثمره ازدواج و باعث تحکیم بنیاد خانواده و آرامش و دلگرمى‏زن و شوهر میباشد. و بهمین جهت در قرآن و احادیث نسبت‏به ازدواج تاکیدات‏فراوانى بعمل آمده است.از باب نمونه:خدا در قرآن مى‏فرماید:و از آیات‏خدا اینست که براى شما همسرانى را آفرید تا با آنها انس بگیرید (۵) رسول‏خدا صلى الله علیه و آله فرمود:در اسلام بنائى بر پا نشده که بهتر از تزویج‏باشد.

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود: تزویج کنید که سنت رسول‏خداست. پیامبر صلى الله علیه و آله مى‏فرمود:هر کسى مى‏خواهد از سنت‏من پیروى کند باید ازدواج نماید. بوسیله ازدواج فرزند بیاورید (و تعدادمسلمانها را زیاده گردانید) که من در قیامت‏با کثرت شما به امتهاى دیگرمباهات و افتخار مى‏کنم.

*******************

امام رضا علیه السلام فرمود:

هیچکس فائده‏اى بدست نیاورد که‏ بهتر از همسر شایسته باشد. همسرى که وقتى به او نگاه مى‏کند شادمانش‏ میگرداند و در غیاب او نفس خودش و مال او را نگهدارى مینماید.

مطالب مذکور آثار و منافع دنیوى و حیوانى ازدواج بود،که‏حیوانات نیز برخى از آنها را دارند این قبیل امور را نمى‏توان هدف اصلى‏ازدواج انسان باعتبار اینکه انسان است،محسوب داشت. انسان در این‏جهان نیامده تا مدتى بخورد و بیاشامد و بخوابد و شهوترانى و لذتجوئى‏کند آنگاه بمیرد و نابود شود.مقام انسان عالى‏تر از اینهاست.انسان آمده تا با علم و عمل و اخلاق نیک نفس خویش را پرورش دهد و در راه کمال وصراط مستقیم انسانیت‏سیر و صعود کند تا به مقام خوب پروردگار جهان‏نائل گردد.انسان موجودى است عالى که با تهذیب و تزکیه نفس و اجتناب‏از بدیها و پرورش فضائل و مکارم اخلاق و انجام کارهاى نیک،مى‏تواندبه مقام شامخى نائل گردد که فرشتگان بدان مقام راه ندارند.انسان‏موجودى است جاودانه و در این جهان آمده تا با راهنمائیهاى پیامبران وبکار بستن قوانین و برنامه‏هاى دین،سعادت دنیا و آخرت خویش را تامین‏کند و در جهان آخرت،در جوار حق،در خوشى و آسایش تا ابد زندگى‏کند.

بنابراین هدف اصلى ازدواج انسان را در این برنامه باید جستجوکرد.هدف ازدواج یک انسان دیندار باید این باشد که با تعاون و همکارى‏همسرش بتواند نفس خویش را از گناهان و بدیها و اخلاق زشت تهذیب‏نماید و با عمل صالح و اخلاق نیک پرورش دهد تا به مقام شامخ انسانیت‏و تقرب به خدا نائل گردد.و همسر شایسته و خوب و موافق براى رسیدن‏به چنین هدف مهمى ضرورت دارد.

دو انسان مؤمن که با ازدواج تشکیل خانواده میدهند،از انس ومحبت و آرامش و کامیابیهاى مشروع جنسى برخوردار میشوند،و درنتیجه از انحراف و تمتعات غیر مشروع و راه یافتن به مراکز فساد واعتیادهاى خطرناک و ولگردیها و شب نشینیهاى خانمانسوز محفوظ و درامان خواهند بود.و بهمین جهت پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام‏نسبت‏به ازدواج بسیار تاکید نموده‏اند.رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:هر کس که ازدواج کند نصف دینش را حفظ نموده است.

امام صادق علیه السلام فرمود:دو رکعت نمازى را که افراد متاهل‏بخوانند،از هفتاد رکعت نمازى که افراد غیر متاهل بخوانند افضل‏میباشد.

وجود همسر دیندار و موافق (چه زن چه مرد) در امکان انجام‏وظیفه و عمل به واجبات و مستحبات و ترک محرمات و مکروهات،وتخلق به اخلاق نیک و اجتناب از اخلاق زشت،نقش بسیار مهمى را ایفامیکند.اگر زن و شوهر هر دو دیندار و در طریق پرورش و تزکیه نفس‏باشند،در پیمودن این راه دشوار نه تنها مانع نخواهند بود بلکه تعاون وتشویق خواهند داشت.مگر یک نفر مجاهد فى سبیل الله بدون تایید وتوافق همسرش مى‏تواند در میدان جهاد خوب بجنگد و حماسه آفرینى کند؟

مگر انسان،بدون توافق همسرش مى‏تواند در کسب و کار و تحصیل اموال‏همه جهات شرعى و اخلاقى را رعایت کند،حقوق واجب مالى را بپردازد،از اسراف و تبذیر اجتناب نماید،و مازاد مخارج ضرورى خویش را درامور خیریه انفاق کند؟

همسر دیندار و مؤمن همسرش را بخوبى و صلاح دعوت میکند وهمسر لاابالى و بد اخلاق همسرش را به فساد و بد اخلاقى میکشد و ازهدف مقدس انسانیت دور میگرداند.و بهمین جهت‏به مرد و زن سفارش‏شده که به هنگام ازدواج موضوع ایمان و دیندارى و اخلاق را شرط اساسى‏محسوب بدارند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:خداوند عز و جل فرموده‏است وقتى اراده کنم که تمام خوبیهاى دنیا و آخرت را براى شخص‏مسلمانى جمع کنم به او قلبى خاشع و زبانى ذاکر و بدنى که بر بلاها صابرباشد عطا میکنم.و همسر مؤمنى به او میدهم که هر گاه باو نگاه کندخوشنودش سازد و در غیاب،حافظ نفس خویش و مال او باشد.

**********************

شخصى خدمت رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض کرد: همسرى دارم که بهنگام ورود به خانه باستقبالم مى‏آید و بهنگام خروج‏بدرقه‏ام میکند. هنگامى که مرا اندوهناک یافت در تسلیت من میگوید:اگردرباره رزق و روزى مى‏اندیشى غصه نخور که خدا ضامن روزى است.واگر در امور آخرت مى‏اندیشى خدا اندیشه و اهتمام ترا زیاده گرداند.پس‏رسول خدا فرمود:خداى را در این جهان عمال و کارگزارانى است و این‏زن از عمال خدا میباشد.چنین همسرى نصف اجر یک شهید را خواهدداشت.

**********************

امیر المؤمنین علیه السلام نیز چنین هدف بزرگى را در نظر داشته‏ که درباره حضرت زهرا علیها السلام فرمود: بهترین کمک است در راه‏ اطاعت‏خدا

در تاریخ چنین آمده که رسول خدا صلى الله علیه و آله روز بعد از عروسى حضرت على و حضرت زهرا براى تبریک و احوالپرسى، به منزل آنها تشریف فرما شد. از حضرت على علیه السلام پرسید: همسرت‏را چگونه یافتى؟ گفت: زهرا را بهترین کمک براى اطاعت‏خدا یافتم.

آنگاه از حضرت زهرا پرسید: شوهرت را چگونه یافتى؟ گفت: بهترین شوهر است.

امیر المؤمنین علیه السلام در این جمله کوتاه هم بانوى شایسته و نمونه اسلام را معرفى نمود، هم هدف اساسى و اصلى ازدواج را بیان کرد

– نویسنده : حسین نقی زاده