42- نهی همسر از انجام مستحبات
اگر زن به خاطر انجام مستحبات زیاد، دچار خستگى مفرط شود به طورى که مرد نتواند تمتّعات لازم را از او ببرد، آیا مرد حق دارد او را از انجام چنین مستحباتى نهى نماید و آیا اطاعت از شوهر در این جا لازم است؟
مرد نمى تواند او را نهى کند مگر به طور کلّى تمتّع از بین برود و در این صورت چون مزاحم حقّ شوهر است زن بدون اجازه او نمى تواند اقدام کند.
43- عقیم کردن به خاطر عدم توانایی بر ازدواج
اگر مردى به هیچ وجه قادر به ازدواج نباشد یعنى همیشه در امور زندگیش با شکست مواجه بوده و حتّى قادر به سبکترین نوع ازدواج هم نیست و ازدواج نکردن هم موجب اختلالاتى در بدنش مى شود، آیا مى تواند به وسیله خوردن دارو و یا عمل جراحى، مردى خود را از بین ببرد؟
جایز نیست و باید صبر کند تا خداوند فرجى براى او فراهم سازد.
44- عهد به عدم ازدواج بعد از فوت همسر
زنى که شوهرش مرده و خودش هم جوان است (مثلا 30 ساله است) به خاطر فوت شوهرش بیشتر از متعارف ترک زینت مى کند، حتّى نظافت هم به اندازه عرف نمى کند و ازدواج را نیز ترک کرده است و اگر کسى براى خواستگارى بیاید مى گوید: من با شوهرم عهد کرده ام دیگر ازدواج نکنم و بین ما شرط شده که هر کس جلوتر مُرد، دیگرى ازدواج نکند، آیا این کار درست است و شرط آنها واجب العمل است؟
حداد به معناى ترک زینت در ایّام عدّه وفات لازم است، ولى ترک زینت، به معناى ترک نظافت نیست و شرط مزبور اعتبارى ندارد و سزاوار است آن زن بعد از گذشتن عدّه ازدواج کند.
45- اجازه از شوهر برای بیرون رفتن دردوران نامزدی
در دوران نامزدی که زن در خانه پدری تشریف دارد هرگونه بیرون رفتن زن باید با اجازه شوهر باشد یا پدر زن؟ اگر با مرد باشد در صورت رعایت نکردن زن باتوجه به این نکته در طلاق مهریه شامل زن میشود یانه؟
در این دوران نه نفقه واجب است ونه اجازه گرفتن زن
46- معنی عشق در اسلام
عشق در اسلام چه معنی دارد؟
عشق به معنی محبت شدید است که اگر در مورد صحیح باشد مطلوب و الا مذموم است.
47- ازدواج با کسی که معتقد به انجام وظایف دینی نباشد
اگر دختری(ایرانی و طبعامسلمان زاده)ادعا کند که خود را مسلمان نمی داند(هر چند ممکن است که به دلیل لجبازی یا مسائل دیگر چنین ادعایی داشته باشد)ولی واضحا به انجام وظائف دینی همچون نماز، روزه و ... هم معتقد نباشد ،ازدواج با چنین دختری صحیح است یا باطل؟
در صورتیکه اعتقادی به این امور ندارد ازدواج با این امور صحیح نیست. ولی اگر عملا به جا نمی اورد ترک عمل دلیل بر عدم اعتقاد نیست.
48- حدود گناهانی که ازدواج را واجب می کند
در توضیح المسائل حضرت عالى آمده: «کسى که به خاطر ازدواج نکردن به گناه مى افتد، واجب است ازدواج نماید.» لطفاً بفرمایید که:
الف) آیا منظور از گناه فقط زناست، یا چشم چرانى، خود نمایى زن، عشوه و ناز زن براى مرد نامحرم، و مانند آن را نیز شامل مى شود؟
ب) منظور از عبارت «به خاطر ازدواج نکردن به گناه مى افتد» کدام یک از این دو حالت زیر است؟
اوّل: اگر به خاطر ازدواج نکردن مرتکب گناه شد، بعد از آن ازدواج بر او واجب مى شود.
دوّم: وقتى به خاطر ازدواج نکردن میل شدیدى به گناه پیدا کرد، قبل از ارتکاب گناه ازدواج بر او واجب مى شود.
ج) آیا این حکم (هر کسى که به خاطر ازدواج نکردن به گناه مى افتد واجب است ازدواج کند.) اعم از دائم و موقّت است، یا فقط منظور ازدواج دائم است؟
الف) شامل تمام این گناهان مى شود.
ب) منظور احتمال دوّم است.
ج) فرق نمى کند.
49- تحقیق و فکر کردن در مورد دختران
آیا تحقیق کردن در مورد دختران، یا فکر کردن در مورد آنها، و یا عاشق آنها بودن، اشکال دارد؟
عشقى که آمیخته به گناه نشود، و مقدّمه ازدواج باشد مانعى ندارد; ولى در جایى که انسان قصد ازدواج ندارد نباید تحقیق کند.
50- آشکار نکردن مشکل جسمی هنگام خواستگاری
اگر دختر یا پسر به هنگام خواستگارى داراى مشکلى از نظر جسمى باشد، و آن مشکل آشکار نباشد، آیا واجب است آن را به طرف مقابل بگوید؟
واجب نیست; ولى خلاف آن را نگوید. امّا اگر مشکل مهمّى باشد، گفتنش بهتر است.
51- سختگیری های والدین در مورد ازدواج
سختگیرى هاى بیش از حدّ برخى والدین در مورد مسائل مقدّماتى ازدواج (مهریّه و مانند آن) موجب محروم شدن جوانان از ازدوج مى شود، خواهشمند است بفرمایید عمل مذکور چه صورت دارد؟
سخت گیرى هاى بى مورد در امر مقدّس ازدواج جایز نیست; و چنانچه بر اثر این سخت گیریها برخى از ازدواج محروم شوند، و خداى ناکرده مرتکب گناهى شوند، کسانى که سخت گیرى کرده اند نیز در این مورد مسؤولند.
52- فسخ نکاح با فوت یکی از زوجین
چرا مرد و زن بعد از فوت به یکدیگر نامحرم می شوند ؟یعنی هنگامی که یکی از آن دو می میرد دیگری نمی تواند به بدن او دست بزند ؟
1ـ دست زدن به بدن همسر اشکالی ندارد ولی تمام امور مربوط به ازدواج بعد از موت باقی نمی ماند زیرا مرگ باعث فسخ ازدواج و شروع عده است.
53- صیغه محرمیت برادری و خواهری
صیغه محرمیّت بین زن و مرد نامحرم (صیغه برادرى و خواهرى) چگونه است؟
چیزى به نام صیغه برادرى و خواهرى نداریم. و صیغه محرمیّت یا به وسیله ازدواج دائم، و یا ازدواج موقّت حاصل مى شود; (البتّه با شرایطش) و غیر آن ممنوع است.
54- مخالفت والدین با ازدواج فرزندان
برادر بزرگتر از خودم عاشق دخترى است، ولى پدر و مادرم مانع از عشق او هستند. و دلیل آنها این است که پدر آن دختر جزء اقوام یکى از قاتلین پسر عمّه ام مى باشد. آیا مطلب مذکور مانع ازدواج برادرم و آن دختر مى شود؟
اگر در فامیل ، یک نفر مرتکب خطایى شود، تمام آن فامیل بد نمى شوند. اگر واقعاً خانواده آن دختر خانواده خوبى هستند، ازدواج با او مانعى ندارد.
55- منع حکومت از تزویج افراد غیر بالغ
آیا در صورت لزوم، حکومت اسلامى مى تواند مانع از تزویج افراد غیر بالغ (کودکان ممیّز یا غیر ممیّز) توسّط اولیا، یا قیّم آنها گردد؟
ما معتقدیم در عصر و زمان ما تزویج صغیر و صغیره به وسیله اولیا مطلقاً اشکال دارد; زیرا مطابق غبطه و مصلحت آنها نیست.
56- ازدواج دختران سادات با مردان غیر سادات
سادات در کشور پاکستان از احترام فوق العاده برخوردارند; حتّى سادات ناصالح; چون بزرگان سادات بوده اند که غیر سادات را با اسلام آشنا نمودند. لهذا غیر سادات جایز نمى دانند که دختران سادات را به عقد خود در آورند، و سادات هم بر این باورند که این عمل اهانت به خانواده پیامبر صلوات الله علیهم مى باشد، و این مطلب در نزد آنها به قدرى مهم است که اگر کسى از آن تخلّف کند، بعضى جوانان، حتّى بزرگان، احساساتى شده و در چنین مواردى شوهر آن دختر را به قتل مى رسانند! همانطور که چند ماه قبل، این اقدام در لاهور انجام شد! و این حادثه در روزنامه هاى پاکستان با تیتر بزرگ چاپ شد، و عموم مردم این عمل را ستایش کردند. و شکّى نیست که اگر سیّده با غیر سیّد ازدواج کند، مفاسدى بر آن مترتّب است، و سبب بدنام نمودن مذهب شیعه و علماى مذهب هم مى شود. چون برادران اهل سنّت پاکستان در این مسأله متّفق القول هستند، که عقد سیّده با غیر سیّد جایز نیست. لطفاً بفرمایید: 1ـ اگر در ازدواج سیّده با غیر سیّد، مفسده اى باشد، و موجب اختلافات خانوادگى و بدنامى مذهب و مکتب اهل بیت(علیهم السلام) شود، آیا در چنین موردى این اقدام جایز است؟ 2ـ در صورتى که براى دختر سیّد، در فامیل خودش، یا دیگر خانواده هاى سادات کفوى موجود باشد، آیا آن دختر مى تواند با غیر سیّد ازدواج کند، با این که جدّش راضى نیست، و پدرش فوت کرده است؟
ازدواج دختران سادات محترم با غیر سادات ذاتاً اشکالى ندارد. و در زمان پیغمبر و ائمّه معصومین(علیهم السلام) زیاد اتّفاق افتاده که دختران سادات با غیر سادات ازدواج کرده، و معصومین هم از آن نهى نکرده اند. ولى اگر واقعاً مفسده اجتماعى بر آن مترتّب شود، باید از آن پرهیز نمود، و تدریجاً مردم را با این حکم اسلامى آشنا کرد. و قتل نفس مسلمان از گناهان بسیار بزرگ است، و قصاص دارد.
57- ازدواج دختران هاشمیه با غیر هاشمی
حضرتعالى در استفتائات جدید جلد اوّل، سؤال 706 فرموده اید که عقد هاشمیّه با غیر هاشمى در صدر اسلام و در زمان ائمّه طاهرین(علیهم السلام) فراوان بوده است. لطفاً چند مورد آن را با ذکر مدرک مورد قبول مرقوم فرمایید.
یک نمونه روشن آن ازدواج زینب دختر عمّه پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) با زید بن حارثه مى باشد، که در قرآن مجید صریحاً آمده است. نمونه دیگر، ازدواج ضباعه نوه عبد المطلب با مقداد است که در روایات آمده است. مخصوصاً در ذیل روایت تصریح شده که پیامبر فرمود: «من این کار را کردم تا مسأله ازدواج در میان مردم توسعه یابد، و قید و بندها بر چیده شود.»(1) بسیارى از مراجع عصر ما مانند آیة الله خوئى و آیة الله گلپایگانى که از سادات بنى الزهرا هستند، نیز دختران خود را به غیر سادات داده اند.
58- ازدواج اجباری دختر عمو با پسر عمو
در بین عشایر عرب خوزستان رسمى به نام «نهوه» وجود دارد (اجبار دختر عمو به ازدواج با پسر عمو یا دیگر نزدیکان، و منع از ازدواج با دیگران،) چنین رسمى از نظر شرعى چه حکمى دارد؟
چنین رسمى برخلاف شرع است، و باید از آن پرهیز کرد، مگر این که زوج و زوجه هر دو بدون اجبار رضایت دهند.
59- ازدواج دختر در مقابل خون بها
در بین عرب هاى خوزستان مرسوم است که خانواده قاتل در عوض خون بها، به خانواده مقتول دختر مى دهند. چنین رسمى از نظر شرعى چه حکمى دارد؟
در صورتى که ارباب دم بجاى گرفتن دیه به این کار رضایت بدهند، و دختر و ولىّ دختر راضى به این امر باشند اشکالى ندارد.
60- واگذاری حق انتخاب محل سکونت به زوجه
در صورتى که حقّ اختیار سکنى در قباله ثبتى کاملا به زوجه تفویض شده باشد، آیا این حق علاوه بر شهر، شامل محل و منطقه محلّ سکونت نیز مى شود؟ با توجّه به این که زوج و زوجه هر دو اهل و ساکن یک شهر بوده، و در زمان عقد نیز قصد زندگى در همان شهر را داشته اند، پاسخ سؤال را مرقوم فرمایید.
معمولا هنگامى که مى گویند اختیار سکنى با زن است، اشاره به شهر مى باشد، مگر این که عبارت قباله دلالت بر بیشتر از این داشته باشد. و در صورت شک، تنها اختیار شهر با زوجه خواهد بود.