تو از مورى كمتر نیستى
تو
از مورى كمتر نیستى
(امیر تیمور گورگان ) در هر پیشامدى آن قدر ثبات قدم
داشت كه هیچ مشكلى سد راه وى نمى شد. علت را از او خواهان شدند، گفت :
وقتى از دشمن فرار كرده بودم و به ویرانه اى پناه بردم ، در عاقبت كار خویش فكر مى كردم ؛ ناگاه نظرم بر مورى ضعیف افتاد كه دانه غله اى از خود بزرگتر را برداشته و از دیوار بالا مى برد.
چون دقیق نظر كردم و شمارش نمودم دیدم ، آن دانه شصت و هفت مرتبه بر زمین افتاد، و مورچه عاقبت آن دانه را بر سر دیوار برد. از دیدار این كردار مورچه چنان قدرتى در من پدیدار گشت كه هیچگاه آنرا فراموش نمى كنم .
با خود گفتم : اى تیمور تو از مورى كمترى نیستى ، برخیز و درپى كار خود باش ، سپس برخاستم و همت گماشتم تا به این پایه از سلطنت رسیدم
وقتى از دشمن فرار كرده بودم و به ویرانه اى پناه بردم ، در عاقبت كار خویش فكر مى كردم ؛ ناگاه نظرم بر مورى ضعیف افتاد كه دانه غله اى از خود بزرگتر را برداشته و از دیوار بالا مى برد.
چون دقیق نظر كردم و شمارش نمودم دیدم ، آن دانه شصت و هفت مرتبه بر زمین افتاد، و مورچه عاقبت آن دانه را بر سر دیوار برد. از دیدار این كردار مورچه چنان قدرتى در من پدیدار گشت كه هیچگاه آنرا فراموش نمى كنم .
با خود گفتم : اى تیمور تو از مورى كمترى نیستى ، برخیز و درپى كار خود باش ، سپس برخاستم و همت گماشتم تا به این پایه از سلطنت رسیدم
+ نوشته شده در ساعت توسط حسین سعیدی سردفتر ازدواج 54و طلاق 39
|
حسين سعيدي سردفتر ازدواج و طلاق