بنابراين مي توان گفت يكي از مهمترين و اساسي ترين دلايل مجرد ماندن، «نداشتن نگاهي واقع بينانه به شخصيت خود» است. به اين امر «خودباوري» مي گويند. واقعيت اين است كه متاسفانه تعداد كمي از افراد، باور درستي از نقاط مثبت و منفي شخصيت خود دارند و همين امر سبب مي شود كه مدتي در مسير زندگي، تنهايي را تجربه كنند.

براي درك بهتر مفهوم خودباوري، ابتدا بايد به چهار گام اساسي كه براي رسيدن به اين مرحله (خودباوري) لازم است، توجه كرد. سپري كردن اين مراحل، ارتباط تنگاتنگي با رسيدن به خودباوري حقيقي و در نهايت ايجاد تغييرات مثبت در زندگي افراد دارد. اين چهار گام عبارتند از:

گام اول: خودآگاهي

تا زماني كه خود واقعي تان را كاملاً نشناخته ايد، نمي توانيد خود را بپذيريد و باور كنيد. خودآگاهي امري كاملاً اختياري است و بسياري از افراد در طول زندگي خود، به درصد كمي از اين خودآگاهي دست مي يابند، اما حقيقت اين است كه هر چه خودآگاهي افراد بيشتر باشد، زندگي آنها غني تر مي شود. يك از بهترين و بديهي ترين منابع براي كسب خودآگاهي، افرادي هستند كه شما را به خوبي مي شناسند. اطرافيان صميمي شما، به خوبي مي توانند رفتارهايي را كه براي شما به شكل عادت درآمده اند يا آن قدر انكار شده اند كه فراموش شان كرده ايد، به خوبي در وجود شما تشخيص دهند. اطرافيان شما در مقايسه با خود شما، نگاه دقيق تري به شخصيت شما دارند؛ به همين دليل شما با كمك اطرافيان تان مي توانيد به اطلاعاتي دقيق و موشكافانه در مورد خودتان دست پيدا كنيد. راه دوم براي رسيدن به خودآگاهي آن است كه در مورد نوع احساسات و نحوه عملكردتان، مدام از خودتان سوال كنيد. پاسخ صادقانه شما به اين سوالات، سبب مي شود خودتان را بهتر بشناسيد.

فرايندي كه برايتان توضيح داديم، در طول يك دوره چند ماهه يا شايد چند ساله كامل مي شود و پس از آن، آگاهي و رفتار فرد آرام آرام و بر اثر اتفاقاتي كه در ظاهر چندان مهم به نظر نمي رسند، تغيير مي كند و زندگي او را متحول مي سازد.

گام دوم: خويشتن دوستي

فرض مي كنيم كه شما به خودباوري صحيح يا شناخت درستي از خود دروني و واقعي تان رسيديد. حال اين سوال پيش مي آيد كه قصد داريد با خود تازه اي كه در درون تان كشف كرده ايد، چه كنيد؟

پاسخ اين است كه شما بايد تا آنجا كه مي توانيد، با خودتان مانند يك شريك عاشق و دلباخته رفتار كنيد و نسبت به خود، عشقي بي قيد و شرط داشته باشيد. خوبي ها و بدي هاي خود را در كنار هم بپذيريد و در عين حال كه سعي در اصلاح موارد منفي داريد، همچنان به دوست داشتن خود اعتراف كنيد.


بسياري از افراد، درك اشتباهي از خويشتن دوستي دارند. آنها معتقدند افرادي كه خود را دوست دارند، افرادي هستند كه به جاي آنكه ترس ها و اشتباهات شان را اصلاح كنند، به راحتي با آن كنار مي آيند. حال آنكه اين برداشت كاملاً اشتباه است، زيرا با اين شيوه، آنها تنها به ابعاد مثبت شخصيت خود دل مي بندند. افرادي كه خويشتن دوست هستند، ياد گرفته اند كه خوبي ها و بدي ها را در كنار هم بپذيرند. خويشتن دوستي به معناي دوست داشتن بخشي از وجود خود نيست؛ خويشتن دوستي، يعني اينكه شما تمام ابعاد وجود خود را دوست داشته باشيد؛ چه آن بخش هايي كه مورد علاقه تان هستند و چه ابعادي كه آنها را نمي پسنديد. دوست داشتن خود، هنگامي به وجود مي آيد كه بپذيريد همه آنچه در وجود شما هست و دوستش نداريد، همواره بخشي از خود شما و وجودتان است. تغيير دادن بسياري از چيزهاي نامطلوب وجودتان به سمت مثبت و درست، خوب است، اما گاهي نيز پيش مي آيد كه شما قادر به تغيير بخش هايي از وجود خود نيستيد (مثلاً وقتي چهره زيبايي نداريد يا از نقص عضو رنج مي بريد). در اينجاست كه تنها انتخاب درست، پذيرفتن و دوست داشتن همه خودتان (چه مثبت و چه منفي) با وجود تمام كاستي ها و نقص هاست.

دوست داشتن خود، موهبتي است كه اگر آماده دريافت آن باشيد و آن را تجربه كنيد، مسير زندگي تان براي هميشه تغيير خواهد كرد، زيرا به مدد اين عشق، افسردگي، دلزدگي، رنجش و نااميدي از زندگي تان بيرون مي رود و در عوض، همه زندگي تان سرشار از حس امنيت خواهد شد.

گام سوم: تغيير

فرض مي كنيم كه شما به خودآگاهي رسيديد و پس از طي مرحله «خويشتن دوستي»، به اين نتيجه رسيديد كه بخشي از شخصيت شما نياز به تغيير دارد. حالا اين سوال پيش مي آيد كه اين تغيير را چگونه بايد ايجاد كنيد؟

تغيير در رفتار، درست مثل تغيير در اعتقادها و باورهاست. رفتاري كه مي خواهيد آن را تغيير دهيد، به نوعي به باورهاي دروني شما متصل است؛ به همين دليل پيش از تلاش براي تغيير، بايد به خود آن رفتار توجه كنيد. روانشناسان معتقدند كه براي تغيير هر عادتي، طي كردن مراحل زير بسيار موثر خواهد بود.


۱. بدون تغيير رفتار خود، سعي كنيد به آن رفتار دقيقاً توجه كنيد و ببينيد از انجام اين كار، چه احساسي داريد.

۲. حالا رفتار خود را تغيير دهيد و ببينيد چه احساسي داريد. قطعاً در ابتدا از انجام اين تغيير، احساس خوبي نخواهيد داشت، اما به اين احساس جديد توجه كنيد و سعي كنيد دليل احساسات ناخوشايند خود را بفهميد.

۳. صبور باشيد و هرگز خود را وادار به تغيير نكنيد. در عوض سعي كنيد به احساس تان توجه كنيد؛ احساسي كه هنگام انجام دادن يا ندادن اين كار تجربه مي كنيد. رويارويي با ترس ها و احساسات جديد كم كم به شما كمك مي كند از عادات كهنه دست بكشيد و تغيير كنيد.

دقت كنيد كه اگر خود را وادار به تغيير كنيد، به جاي كمك به خود، در واقع براي شكست تلاش كرده ايد. خود قبلي شما سال ها با وجودتان عجيب بوده و قطعاً نمي توانيد چنين خودي را يك شبه درهم بشكنيد.

همچنين لازم است بدانيد كه اگر واقعاً مي خواهيد بخشي از خودتان را تغيير دهيد، به حمايت نياز داريد؛ حمايت كسي كه بداند دقيقاً براي رسيدن به چه هدفي تلاش مي كنيد و بتواند بي طرفانه به شما كمك كند. در آخر باز هم اشاره مي كنيم كه تغيير برخي از جنبه هاي وجودي شما ناممكن است، چون بخشي از ساختار وجودي شماست؛ بنابراين بهتر است بيشتر به آن دسته از جنبه هاي زندگي و وجودتان توجه كنيد كه قابل تغيير هستند.

گام چهارم: عزت نفس

خويشتن دوستي، در نهايت سبب ايجاد عزت نفس مي شود، زيرا عزت نفس به مفهوم ساده، همان احساسي است كه نسبت به خود داريد. البته عزت نفس تحت تاثير اتفاقات زندگي بالا و پايين مي شود، اما فردي كه عزت نفس دارد، در نهايت به مرحله اي مي رسد كه خود را به عنوان فردي دوست داشتني، قابل احترام و ارزشمند مي پذيرد. عزت نفس، درست به اندازه آب، غذا و اكسيژن، در زندگي اهميت دارد، زيرا داشتن عزت نفس پايين، برقراري هر گونه رابطه صميمانه اي را غير ممكن و دشوار مي سازد.

چرا خودباوري در تجرد يا تاهل افراد موثر است؟

پاسخ اين پرسش بسيار ساده است؛ زيرا داشتن يك ارتباط خوب با خود، مقدمه و پيش نياز اصلي داشتن رابطه اي موفق با فردي است كه مي خواهد با شما رابطه صميمانه داشته باشد. اگر شما خود را دوست نداشته باشيد، بار سنگيني بر دوش طرف مقابل مي گذاريد، زيرا همواره مي كوشيد او را مجبور به انجام اعمالي كنيد كه سبب ايجاد احساسي خوب در شما شود. در واقع براي آنكه حس خوبي نسبت به خودتان پيدا كنيد، طرف مقابل را مدام آزار مي دهيد؛ بي آنكه متوجه باشيد هيچ كس نمي تواند به غير از خودتان، اين حس خوب را به شما القا كند. از طرف ديگر، فردي كه متوجه ويژگي هاي برجسته خود نيست و نسبت به خود، خودآگاهي و خودباوري صحيحي ندارد، نمي تواند به دنبال فردي باشد كه از ويژگي هاي شخصيتي شبيه به او برخوردار است. در نتيجه كسي را انتخاب مي كند كه هيچ شباهتي با خودِ درونيِ او ندارد و به اين شكل، پايه و اساس عدم تفاهم را در زندگي زناشويي بنا مي كند. اگر خود را نمي شناسيد، اگر هنوز به خودآگاهي و خودباوري لازم از شخصيت و خصوصيات اخلاقي تان نرسيده ايد و يا اگر ياد نگرفته ايد كه خود را همان گونه كه هستيد بپذيريد و دوست داشته باشيد، بهتر است فعلاً به ازدواج فكر نكنيد، زيرا مواردي چون خودباوري، خودآگاهي، دوست داشتن خود و عزت نفس، مقدمات و پيش نيازهايي ضروري براي يك انتخاب صحيح و مناسب است.