عالم مريضي بددردي است
عالم مريضي بددردي است
مريضي خيلي سخت است حتي از نوع سرماخوردگيش هم باشد . وقتي بدن درد مي كند ناخودآگاه انسان بيادمرگ مي افتد .تامي خواهد خودرا باعالم مرگ وفق دهد . ياد گناهان بزرگ وكوچكش مي افتد . بياد هيكل نكير ومنكر مي افتد وقتي گرزهاي آتشين آنها را درذهن مرور مي كند . رنگ ازرخش مي پرد وواقعا قالب تهي مي كند .
چندروزي است كه آنفولانزاي شديد ي زمنگيرمان كرده است . ناي راه رفتن وسخن گفتن را از ما گرفته است وتمام وبلاگهايم ازبروزشدن عقب مانده اند .تمام اينها احوالات شخصي بود كه بدرد هيچ كس نمي خورد. اما ساعت حول وحوش 12 شب بود كه يك فكري به ذهنم آمد . هركاري كردم فراموشش كنم موفق نشدم .بلكه محكم در ذهنم جا پيدا كرد و مرا به تفكر واداشت وآن اين بود
آيا خدا هم تا حالا از چيزي لذت برده وشاد شده است ؟
تمام اندوخته هايم را درذهنم مرور كردم از خلقت آدم و حوا و آفرينش مغز وقدرك دراكه انسان كه وجه تمايز بين انسان وحيوان است كه بخود فتبارك الله احسن الخالقين گفت .واز كشتي نوح نبي الله ودرآتش افتادن ابراهيم خليل الله واژدها شدن عصاي موسي كليم الله و مرده زنده كردن عيسي روح الله واز تهجدهاي محمد رسول الله خاتم النبيين وظلم وارده برعلي وتحملش بخاطر اسلام و شكستن پهلوي زهراي اطهر و سقط شدن محسنش ولخته لخته شدن جگر حسن مظلوم و............... همه وهمه را درذهنم مرور كردم و باعقل ناقص خويش دريافتم كه هيچ كدام از اينها نمي تواند براي خدا لذت بخش باشد و او را شاد نموده باشد .بعد دروادي نماز وروزه بندگان صالح و تحمل درد فقر بخاطر خدا و بلاياي گوناگون و تحمل و صبر به خاطر خدا و............. باز براي هيچ كدام از اينها نتوانستم صحنه اي مجسم كنم كه كه براي خدا خيلي لذت بخش بوده باشد .
اگر يادما باشد دركودكي به ما آموخته اند كه وقتي خداوند انسان را آفريد بنوعي تمام موجودات اعتراض كردند . واز خصلتهاي نارواي انسانها واز فتنه هايشان وظلم وتجاوز و تعدي وقتل وهزاران گناهي كه درروي زمين خواهند كرد براي خدا گفتند . عرض داشتند اگر عبادت مي خواهي كه ما تمام لحظات درحال عبادتيم وتمام فرمانهايت را بدون چون وچرا اجراء مي كنيم . بيا و از خلقت اين موجود دوپا منصرف شو ولي خداوند براي آنها استدلال كرد و متقادشان كرد وتنها يكي از فرشتگان مقرب بنام ابليس از پذيرفتن انسان سرباززد و مقام قرب الهي را بخاطر اطاعت نكردن از انسان وسجده براو ازدست داد.
بنظر شما چه منظره وپديده اي درتاريخ بشر از بدو خلقت تا به امروز مي تواند خدا را
به اصطلاح عامه خشنود كرده باشد؟
تمام حوادثي كه از تاريخ بلد بودم ودركتب مختلف خوانده بودم .را باعقل ناقص از چندين بعد خود بررسي كردم .
درآخر به اين نتيجه رسيدم .خداوند تبارك وتعالي از بدو خلقت بشر تا به امروز هيچ روزي به اندازه روز عاشورا شاد نبوده وهيچ روزي برايش لذت بخش تر از صحراي كربلا نبوده است !!!
از شما خوانندگان عزيز انتظار دارم .درنزديكي اربعين سرور وسالارشهيدان حسين ابن علي عليهم السلام وياران وانصارش قرار داريم . شما چه وصفي از اين صحنه ميتوانيد داشته باشيد . درقالب نظر بگذاريد تا همگان بخوانيم وبردانشمان بيفزائيم .
باوركنيد من تابه امروز ازاين بعد به حسين ابن علي توجه نكرده بودم . توجه از اين منظر به قيام عاشورا چنان لذتي به انسان ميدهد كه محو عاشورا مي شود .باوركنيد انسان را تا مرز جنون مي برد . كاش بزرگان ما علماي دين ، ازاين منظر حسين را به انسانها مي شناساندند.
واقعا اين حسين كيست كه عالم همه ديوانه
اوست . اگر عمري باقي باشد مي خواهم درروز اربعين حسيني دقيقا وارد اين
واقعه شوم شايد به بركت نام واعمال حسين كه خدا را شادمان كرد و روزي
لذتبخش برايش فراهم نمود مانيز جزء هدايت شوندگان و پويندگان راه حسين
باشيم
حسين سعيدي سردفتر ازدواج و طلاق