نگاهي به دلايل بروزپديده فريب درازدواج
آن موقع من تازه سال دوم دانشگاه بودم. همه بچههاي دانشگاه از او خوششان ميآمد. خيلي شيكپوش بود و خودروي گرانقيمتي سوار ميشد. برخوردها و رفتارهايش با ديگران همگي نشان ميداد از خانواده صاحب نامي است.
وقتي از من خواستگاري كرد، از خوشحالي روي زمين بند نميشدم، شانس در خانهام را زده بود. بسرعت عقد كرديم. روزهاي خوشي داشتيم تا اينكه آن روز كذايي زنگ تلفن به صدا درآمد.
الو بفرماييد... چي؟.... اشتباه ميكني... نهاينطور نيست... اين دروغه!
وقتي چشمهايم را باز كردم، مادر و بقيه دور و برم بودند. يكي آب قند درست ميكرد و ديگري با دست نمناك به صورتم آب ميپاشيد.
حالم كه جا آمد، پرس و جوها شروع شد: «كي بود پشت تلفن؟ چي ميگفت؟»
اما من كه هنوز شوكه بودم، جوابي برايشان نداشتم. چطور ميتوانستم بگويم همسر آيندهام دروغگوي ماهري است كه من و خانوادهام را با زيركي فريب داده. او نه تنها مجرد نبوده بلكه در يكي از شهرستانهاي دورافتاده همسر و فرزند هم دارد.
حالا ديگر چارهاي ندارم جز اينكه از آن مرد دروغگو به جرم فريب در ازدواج به دادگاه شكايت كنم تا شايد اين طور بتوانم گوشهاي از حقوق از دست رفتهام را باز پس بگيرم، اما با آبروي رفته و احساسات به بازي گرفته شدهام، چه كنم؟
ترفندهاي مختلف
اغفال دختران با ترفندهاي عاطفي و ظاهر شدن در نقش خواستگاران دلباخته و معصوم يكي از شگردهاي تبهكاراني است كه سوءاستفادههاي مالي و جنسي را در سر ميپرورانند و براي رسيدن به اين اهداف خود، كاملا برنامهريزي داشته و طعمههاي مورد نظر را هم بر همين اساس انتخاب ميكنند.
در اين ميان، برخي دختران جوان نيز بسادگي در دامهاي عاشقانه گرفتار ميشوند و با اسير شدن در تور احساسات، منطق خود را كنار ميگذارند و به خواستهاي غيرمنطقي طرف مقابل تن ميدهند.
سودجويان براي پيشبرد نقشههاي خود سراغ دختراني ميروند كه اطمينان دارند فريب دادنشان آسان است.
اگر نگاهي به صفحات حوادث روزنامهها بيندازيد، در ميان اين خواستگارهاي قلابي فريبكار همه نوع جرمي ديده ميشود؛ از آزار و اذيت جنسي و تهيه فيلمهاي سياه تا كلاهبرداريهاي ميليوني از دختر جوان و خانوادهاش.
اگر چه هر كدام از خواستگاران فريبكار شگرد خاصي براي اغفال طعمههاي خود دارند و همين مساله هم موجب شده دست اين تبهكاران ديرتر رو شود، اما بررسي پروندههاي متعدد در اين زمينه نشان ميدهد سناريوي آنها تقريبا تهمايهاي شبيه به هم دارد؛ شيوهاي ناجوانمردانه براي فريب دادن يك دختر و خانوادهاش.
جواني كه به جرم اغفال چند دختر و سوءاستفاده مالي و جنسي از آنها، پرونده كيفرياش در يكي از شعبات دادسراي تهران در دست بررسي است و خود نيز در بازداشت به سر ميبرد، درخصوص اينكه چطور طعمههاي خود را اغفال كرده، اين چنين ميگويد: «سراغ دختراني ميرفتم كه به نظرم احساساتي و زودباور بودند و ميشد براحتي اغفالشان كرد. حرفهاي عاشقانه را از قبل حفظ كرده بودم و طوري با احساس اين جملات را بيان ميكردم كه آنها باورشان ميشد من عاشق شدهام. اغفال اين دختران كار چندان مشكلي نبود. از طرفي، آنها معمولا پس از فريب خوردن شكايت نميكنند، چون ميترسند خانوادهشان با اطلاع از ماجرا، آنان را توبيخ كنند.»
زودباورها؛ طعمه چرب فريبكاران
خواستگاران فريبكار اغلب آدم حسابي هستند. خودشان را اين طور معرفي ميكنند؛ كارخانهدار، پسر سفير فلان كشور در ايران، مديرعامل يك شركت بزرگ تجاري، دكتر، مهندس، تاجر و...
اما نكته جالبتر اينكه برخي از آنها پايشان را فراتر از اين ميگذارند و وانمود ميكنند مامور ويژه اطلاعات، پليس مخفي و... بوده و اغلب ناهار و شام را با اشخاص با نفوذ و سرشناس ميخورند.
البته دليل اين دروغ هم خيلي واضح است؛ اينكه دختر فريب خورده و خانوادهاش جرات شكايت نداشته باشند. تازه اگر خانواده دختر در جريان موضوع نباشد، شرايط به مراتب بدتر از اين خواهد بود.
دختر جوان پس از اينكه متوجه ميشود از طرف خواستگارش اغفال شده به جاي شكايت كردن، خودش را در خانه حبس ميكند و زانوي غم بغل ميگيرد و در تنهايي و خلوتش قلبي كه يك نيزه در آن فرورفته را نقاشي ميكند!
يكي از پروندههاي مطرح شده درباره اين موضوع كه در نتيجه خوشبيني و زودباوري بيش از حد دختري جوان اتفاق افتاده شكايت از جواني به نام پدرام است كه به جرم اغفال به بهانه ازدواج شكايت كرده و طي مراحل بررسي پرونده مشخص شد اين جوان تاكنون چندين دختر ديگر را نيز به بهانه خواستگاري و ازدواج فريب داده و از آنها سوءاستفاده مالي كرده است.
ماجرا از اين قرار است كه دختر جوان وقتي با مرد شيك پوش و خوش صحبتي مواجه ميشود كه به گفته خودش يك دل نه صد دل عاشقش شده وقتي ميگويد لنگ 10 ميليون تومان پول ناقابل است بلافاصله به هر زحمتي كه شده اين پول را جور ميكند و به او ميدهد به اين اميد كه با برطرف شدن مشكل مالي به خواستگارياش بيايد و با او ازدواج كند. اما پدرام پس از گرفتن پول ديگر تماسي با دختر جوان نميگيرد و به تلفنهاي او نيز پاسخي نميدهد.
او نه تنها احساسات دخترك را به بازي گرفته بود بلكه 10 ميليون تومان هم از او كلاهبرداري كرده بود.
ماه عسل در جزاير قناري
سفر رويايي به آن سوي آبها هم يكي ديگر از دامهاي ماهرانهاي است كه خواستگاران فريبكار براي كلاهبرداريهاي خودشان پهن ميكنند.
در پرونده جالبي كه مدتي قبل مطرح شد، يك خواستگار قلابي پس از شناسايي زنان جواني كه از همسرشان جدا شده و از وضعيت مالي خوبي برخوردار بودند يا دختراني كه پدر متمولي داشتند، با آنها طرح دوستي ريخته و پس از جلب اعتمادشان با دادن وعده اقامت در كانادا از آنها خواستگاري ميكرد.
او براي اينكه طرف مقابلش را مطمئن كند كه راست ميگويد، چندين بار وقتي اين زن جوان همراهش بود با برادرش كه ساكن كانادا بود تماس ميگرفت و از او ميخواست كه كارهاي اقامت وي و همسر آيندهاش را هرچه زودتر رديف كند تا مراسم عروسي آنها آنجا برگزار شود.
وقتي اعتماد زن جوان جلب ميشد، جوان كلاهبردار از او ميخواست تمام اموال و دارايياش را بفروشد تا با هم به خارج از كشور بروند.
حالا ديگر خودتان ميتوانيد بقيهاش را حدس بزنيد.
اين بازيگران حرفهاي
خواستگاران قلابي، بازيگرهاي حرفهاي هم هستند. 90درصد آنها در اولين برخورد، نقش بچهمايهداري را بازي ميكنند كه كارخانه و تاجر هستند يا پزشك فوق تخصص، پروفسور، استاد يك دانشگاهمعتبر خارجي و... كه چون كارشان خيلي حساس و مهم است، دائم يك پايشان ايران است و يك پايشان اروپا و آمريكا.
بهاين مورد توجه كنيد: زن جواني يك سال پس از ازدواج با مردي كه خودش را شاگرد پروفسور حسابي معرفي كرده بود، متوجه شد همسرش تحصيلات متوسطه را نيز به پايان نرسانده است!
اين زن با مراجعه به شعبه 256 دادگاه خانواده، ضمن ارائه درخواست طلاق از شوهر فرارياش به قاضي گفت: منصور پيش از آنكه از من خواستگاري كند، با پدرم رابطه دوستانهاي داشت و هر از گاه به منزل ما مراجعه ميكرد. او ادعا كرده بود داراي مدارك دكتري فيزيك هستهاي و مهندسي كامپيوتر و پزشك متخصص زنان است.
از ازدواج با منصور بسيار خوشحال بودم و فكر ميكردم مرد روياهايم را پيدا كردهام. منصور كه مردي خوش برخورد و مهربان بود، پس از عقد ما تبديل به پزشك خانوادگي شد و بيماري اقوام را درمان ميكرد.
فريب در ازدواج يا تدليس، از سوي يكي از همسران صورت ميگيرد و موجب ميشود عيبي پوشانده و مخفي شود يا وجود صفتي را كه مورد نظر طرف مقابل بوده درخود وانمود كند
از آنجا كه تمامي نسخههايي كه شوهرم براي اقوام مينوشت درست بود و او در تجويز دارو مرتكب اشتباه نميشد، روز به روز اعتماد من و والدينم به وي بيشتر ميشد تا اينكه كمكم برخي اظهارنظرهاي عجيب منصور و ناتواني او در جواب دادن به پرسشهايي كه در ارتباط با فيزيك هستهاي، كامپيوتر و طبابت بود، شك ما را برانگيخت.مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينكه يك سال پس از عقد، همسرم را دستگير كردند و با انجام تحقيقات متوجه شدم، وي متهم به دخالت در امور پزشكي شده و در اين زمينه هيچ مدركي ندارد. حالا هم تصميم گرفتم، پس از پايان دوران محكوميتش با اجرا گذاشتن مهريهام از اين مرد شياد طلاق بگيرم.
آنها رد پا نميگذارند
فريب در ازدواج يا تدليس، از سوي يكي از همسران صورت ميگيرد و موجب ميشود عيبي پوشانده و مخفي شود يا وجود صفتي را كه مورد نظر طرف مقابل بوده در خود وانمود كند؛ خواه اين مانورها به صورت عمل باشد، خواه به صورت نوشته يا لفظ.
البته شكايتي هم كه در محاكم از افراد فريبكار ميشود، بيشتر شكايت كيفري است كه مجازاتي را براي طرف مقابل به همراه دارد اما ممكن است به نتيجه دلخواه نرسد. البته افراد فريبكار نيز در دادگاه منكر همه چيز ميشوند و عنوان ميكنند طرف مقابل از اين مساله اطلاع داشته يا اينكه اين كار را از روي عشق و علاقه كردهاند.
از آنجا كه در جرايم كيفري اقرار فرد به جرم مرتكب شده مهمترين عامل در اثبات جرم محسوب ميشود، ممكن است اثبات چنين جرمي نيز سخت و تا حدودي ناممكن باشد. باز هم بر اين نكته تاكيد ميكنيم كه از نظر قانون، طلاق و فسخ ازدواج مساله سادهاي نيست كه بسادگي رخ دهد و قانون هم در اغلب موارد تلاش ميكند آن را به تاخير بيندازد.
اثبات مسائل در محضر قانون كار سختي است و شما بايد مسيري طولاني را براي رسيدن به حق و حقوق خود طي كنيد، ضمن آنكه فرد فريبكار معمولا از خودش رد پايي باقي نميگذارد كه شما كشف كنيد. بالاخره اگر قرار بود ردي از خود برجاي بگذارد كه فريبكار نميشد!
به عنوان نمونه در پروندهاي با همين موضوع دختر جواني در مراجعه به دادگاه از خواستگاري كه خود را خلبان معرفي كرده و با فريب او مبلغ زيادي به جيب زده و متواري شده، شكايت كرده بود.
دختر جوان قضيه را اينگونه تعريف كرده است: پس از مدت كوتاهي از آشناييمان وقتي با اصرارهاي مكرر او براي خواستگاري مواجه شدم، موضوع را با خانوادهام در ميان گذاشتم. اما هر بار مراسم خواستگاري به تعويق ميافتاد تا اينكه بالاخره آقاي خواستگار مدعي شد به مشكل مالي برخورده كه البته موقتي است. سپس با لحني مودبانه و با هزار مقدمهچيني از من خواست اگر ميتوانم اين مبلغ را در اختيارش بگذارم تا به محض اينكه ظرف چند روز آينده تكليف فروش بخشي از داراييهايش روشن شود، همه چيز به روال عادي بازگردد.
من نيز بيخبر از همه جا با او به يك طلافروشي رفتم و همه طلاهايم را فروختم و به او دادم. اما از آن روز به بعد ديگر خبري از او نشد تا اينكه بعد از چند روز ديگر به يقين رسيدم او يك كلاهبردار بوده است.
حالا دختر جوان مدتي است از اين شعبه به آن شعبه دادسرا در به در به دنبال خواستگاري ميگردد كه هيچ رد و نشاني از خودش باقي نگذاشته است.
حبس تا 2 سال براي فريب دهندگان
بازپرس شعبه هفتم دادسراي ناحيه 5 تهران در گفتگو با «جامجم» با بيان اينكه بر مبناي ماده 438 قانون مدني تدليس يا فريب در ازدواج عبارت از عملياتي است كه زن، مرد يا شخص ثالثي مرتكب شده و منجر به فريب در امر ازدواج شود، ميافزايد: بر همين اساس و طبق ماده 647 قانون مجازات اسلامي فريب در ازدواج جرم محسوب شده و فريب دهنده بايد به مجازات برسد.
به گفته بازپرس حجتالله مشفق براساس ماده 647 قانون مجازات اسلامي چنانچه هر يك از زوجين پيش از عقد ازدواج طرف مقابل خود را به امور واهي از قبيل داشتن تحصيلات عاليه، تمكن مالي، موقعيت اجتماعي و شغل و سمت خاصي، تجرد و عدم سابقه ازدواج در گذشته و... فريب دهد و عقد بر مبناي هر يك از آنها واقع شود، مرتكب اين عمل به حبس تعزيري از 6 ماه تا 2 سال محكوم ميشود.
بازپرس مشفق درخصوص راهكارهاي موجود براي زنان و مرداني كه در ازدواج توسط طرف مقابل مورد فريب واقع ميشوند، ميگويد : فرد فريب خورده يا ميتواند از طريق كيفري شكايت كند كه در اين صورت از 6 ماه تا 2 سال حبس براي وي تعيين ميشود يا ميتواند اقدام حقوقي كرده و تقاضاي حق فسخ كند. از آنجا كه فسخ ازدواج تشريفات خاص طلاق را ندارد، فريب خورده ميتواند براحتي نسبت به فسخ ازدواج اقدام كند.
بررسي پروندههاي شكايات مطرح شده در دادسراها و دادگاههاي خانواده بيانگر اين است كه دروغ در بيان كردن تحصيلات عاليه، شغل با جايگاه اجتماعي بالا و درآمد ماهانه چند ميليوني و يا حتي ادعاي فرزندي سفير فلان كشور خارجي در ايران يا پسر فلان وزير و مسوول كشوري، رايجترين موارد مطرح شده از سوي مردان براي ازدواج و در مقابل پنهان كردن ازدواج در گذشته و گرفتن شناسنامه المثني بيشترين دروغي است كه زنان با ارتكاب آن خواستگار خود را فريب دادهاند كه در هر دوي اين موارد فريب خورده شكايت خود را تحت عنوان فريب در ازدواج به دادگاه ارائه ميكند.
ترس از آبروريزي، دليل شكايت نكردن
يك آسيبشناس اجتماعي بارزترين نمود فريب را در آغاز آشنايي و همچنين در ادامه اين رابطه دانسته و معتقد است: دروغ گفتن در مورد سن، شغل، ميزان تحصيلات و حتي ازدواج و طلاق قبلي از سوي زن يا مرد به قصد عوض كردن واقعيت به كار ميرود، اما در نهايت حقيقت دير يا زود آشكار ميشود كه متاسفانه در موارد بسياري زيانهاي جبران ناپذيري در پي دارد.
ابهري معتقد است: برخي پنهانكاريها در خصوص مشكلاتي همچون ناهنجاريهاي رفتاري، مخفي كردن بيماري و يا بعضي كاستيهاي جسمي و روحي در زندگي آينده ميتواند آثار غير قابل انكاري بر سلامت روابط داشته باشد. به طور نمونه برخي بيماريها مانند صرع يا ناراحتيهاي ژنتيك در صورتي كه از طرف مقابل مخفي نگه داشته شود، بتدريج با آشكار شدن نشانههاي آن اثرات منفي خود را در رابطه زوجين ميگذارد كه در نهايت يكي از طرفين با طرح مساله فريب داده شدن دچار احساس سرخوردگي شده ترجيح ميدهد به اين رابطه پر فريب پايان دهد كه البته اين تصميم نيز با مشكلات بسياري همراه است.
وي ميگويد: به دليل برخي نقايص حقوقي و قانوني وترس از آبروريزي به طور معمول اغلب دختران فريب خورده از اعلام شكايت عليه خواستگاران قلابي امتناع ميكنند، به همين سبب هم زمينه براي شيادان به منظور ادامه فعاليتهاي مجرمانهشان فراهم ميشود. از سوي ديگر بررسيها بيانگر اين است كه اين قبيل دختران بهخاطر وجود محروميت و محدوديتهاي خانوادگي قادر نيستند تمام مسائل را با خانوادههايشان در ميان بگذارند كه همين امر صدمات روحي جبرانناپذيري را به آنها تحميل ميكند.
اين آسيبشناس اما به نكته مهم و تاثيرگذاري در بروز پديده فريب در ازدواج ميان زوجهاي جوان اشاره ميكند و ميگويد: سادگي و زودباوري برخي دختران اجازه فريب دادن را به برخي مردان ميدهد. اين درحالي است كه در پارهاي موارد بزرگترها احساس خطر نموده و نسبت به واقع بينتر بودن دختران و گاه پسران در امر ازدواج نكاتي را گوشزد ميكنند، اما متاسفانه بخصوص برخي دختران به آساني زمينه فريب داده شدن را فراهم ميآورند. اينگونه افراد جاي هيچ گله و شكايتي باقي نميگذارند؛ چراكهاين فريبخوردگان مصداق عيني مثال «خود كرده را تدبير نيست» هستند.
كابوس فريب
وقتي اعضاي خانواده و دوستانم با هزار خواهش و التماس به پايم افتادند كه همه چيز را از نو شروع كنم و درسم را ادامه دهم، دوباره راهي دانشگاه شدم. همان جايي كه هر گوشه و كنارش برايم يادآور خاطرات تلخ گذشته بود.
هفته اول احساس ميكردم همه مرا به چشم يك آدم احمق ميبينند. هفته دوم كمي اوضاع بهتر شد، اما وقتي همكلاسيها سراغ اوضاع و احوال زندگي ام را ميگرفتند دوباره داغم تازه ميشد. مدتها بود تحمل هيچكس را نداشتم، بخصوص تحمل همكلاسيهاي پسر را. دوستان صميميام توصيه ميكردند پيش يك مشاور بروم تا شايد با راهنمايي او راحتتر با شرايط فعليام كنار بيايم و به مرور اتفاق تلخ گذشته را فراموش كنم.
حالا با گذشت يك سال از آن روزهاي سخت هنوز هم وقتي پسري به من پيشنهاد ازدواج ميدهد و يا خودم از كسي خوشم ميآيد، دلهره غريبي همه وجودم را فرا ميگيرد. حس ميكنم او ميآيد تا مرا فريب دهد و من يك بار ديگر طعمهاي خواهم شد براي فريب دادن، اما خدا كند واقعيت غير از اين رقم بخورد.
حسين سعيدي سردفتر ازدواج و طلاق