مفهوم عسروحرج:
علتی
که باعث شده زندگی زناشویی تلخ و دشوار شود باید هنگام طرح دادخواست طلاق
موجود باشد در واقع دادگاه برای آینده زندگی زن و شوهر تصمیم میگیرد و
تمایل در این است که زن را از قید و بندی که باعث حرج و ضرر شده است رها
کند. در واقع عسروحرجی که در زمان گذشته در زندگی وجود داشته باعث طلاق
نمیشود . این توضیح شاید بهتر مفهوم را برساند که اگر برای دادگاه ثابت
شود که رفتار نابهنجار شوهر اصلاح شده دیگر دادگاه حق ندارد شوهر را مجبور
به طلاق زن بکند و هدف دفع ضرر و حرج در آینده است .
نکته دیگر اینکه در اثبات عسروحرج با توجه به اینکه زن خود مدعی است پس باید ادعا را به دادگاه اثبات کند.
ماده 1130قانون مدنی اینگونه مقرر میدارد :
«
درصورتی که دوام زوجیت موجب عسروحرج زوجه باشد وی میتواند به حاکم شرع
مراجعه و تقاضای طلاق کند ، چنانچه عسروحرج مذکور در محکمه ثابت شود دادگاه
میتواند زوج را اجبار به طلاق نماید و در صورتی که اجبار میسر نباشد زوجه
به اذن حاکم شرع طلاق داده میشود.
تبصره:
عسروحرج موضرع این ماده عبارت است به وجود آمدن وضعیتی که ادامه زندگی را
برای زوجه با مشقت همراه ساخته و تحمل آن مشکل باشد و موارد ذیل در صورت
احراز توسط دادگاه صالح از مصادیق عسروحرج محسوب میگردد:
1- ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت 6 ماه متوالی و یا 9 ماه متناوب در مدت یک سال بدون عذر موجه .
2-
اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر ویا ابتلاء وی به مشروبات الکلی که
به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و امتناع یا عدم امکان الزام وی به
ترک آن در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است . در صورتی
که زوج به تعهد خود عمل ننماید و یا پس از ترک، مجدداً به مصرف موارد
مذکور روی آورد بنا به درخواست زوجه طلاق انجام خواهدشد.
3- محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر
4- ضرب و شتم یا .هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفاً با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
5- ابتلاء زوج به بیماریهای صعب العلاج روانی یا ساری یا هر عارضه صعب العلاج دیگری که زندگی مشترک را مختل نماید.
موارد مندرج در این ماده مانع از آن نیست که دادگاه در سایر مواردی که عسروحرج زن در دادگاه احراز شود، حکم طلاق صادر نماید.»
با
ملاحظه مصادیق عنوان شده در تبصره ماده 1130 قانون مدنی و نیز موارد مذکور
در سند ازدواج، چنین بر میآید که تقریباً تمامی موارد احصاء شده در این
ماده همان است که در سند ازدواج موجود است، فقط تغییرات اندکی باعث تفاوت
بین آنها شده است چرا که امتیاز شروط ضمن عقد در آن است که مورد پذیرش زوج
قرار میگیرد و به امضاء وی میرسد و در صورت تخلف زوج ازآن شروط، وکیل و
وکیل در توکیل میباشد که خود را مطلقه سازد لذا با مراجعه زن به دادگاه و
اثبات تخلف شرط شوهر، دادگاه به عنوان وکیل او، بعد از احراز تخلف شرط
میتواند وی را مطلقه سازد و دادگاه بعد از احراز حکم به طلاق نمیدهد،
بلکه گواهی عدم امکان سازش را صادر میکند. ولی در ماده 1130 قانون مدنی
هیچ معانی مشخصی، نسبت به تعیین حرج ندارد لذا در هر مورد با مراجعه زن به
دادگاه علاوه بر اثبات حرج از ناحیه او، قاضی موظف است مصداق مطرح شده به
عنوان حرج را مطابق موازین موجود در قاعده حسروحرج بیایبد تا بتواند حکم به
حرج و در نتیجه طلاق زوج را صادر نماید .
در
خصوص مفاد ماده فوق میتوان به شروط و بندهای 12 گانه عقدنامه هم اشاره
کرد که در صورت بروز یکی از آن بندها زن با استناد به آن و اثبات موضوع
وکالت در طلاق را داشته باشد.